سلام.
امروز پاورپوینت دسته بندی انواع ارزشیابی را برایتان قرار دادم.
امیدوارم استفاده لازم را ببرید. لطفا نظر فراموش نشود.
سلام.
امروز پاورپوینت دسته بندی انواع ارزشیابی را برایتان قرار دادم.
امیدوارم استفاده لازم را ببرید. لطفا نظر فراموش نشود.
(این مقاله به همایش استانی " نقش تربیت غیررسمی در تعلیم و تربیت برنامه درسی پژوهش مبنا(از ضرورت تا التزام) " که توسط دانشگاه فرهنگیان- پردیس امام علی(ع)رشت در بهار 1397 برگزار گردید، ارائه گردیده است.)
چکیده:تعلیم وتربیت غیررسمی در نگاه اول امری بدیهی و سهل به نظر می رسد اما اندکی تامل و تعمق پیچیدگی آن را نمایان می کند و در معرض دید قرار می دهد. می دانیم که تعلیم و تربیت موضوعاتی گسترده و بسیار مهم هستند که از گذشته تاکنون از اهمیت و حساسیت بالایی برخوردار بوده اند. می توان گفت نهاد های تعلیم و تربیت غیررسمی تمام زندگانی و حیات بشر را تحت تاثیر خود قرار می دهند که دامنه این گستردگی تا آنجایی است که انسان درون نهاد های آن متولد و با آنها زندگی می کند و در آنها به زندگی خود پایان می دهد. این پژوهش به روش توصیفی به بررسی تطبیقی نظام تعلیم و تربیت غیررسمی در ایران و چند کشور جهان پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ایران و سایر کشورهای جهان هر کدام در برهه ای از زمان به طور رسمی شروع به فعالیت در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی نموده اند و هر کدام تجارب و دستاوردهایی در این زمینه داشته اند.
واژگان کلیدی: تعلیم و تربیت، غیررسمی، ایران، جهان، تطبیقی
1- مقدمه:
تعلیم و تربیت از جمله مقولاتی است که همگام و موازی با زندگی انسان بر روی کره زمین است ودر کنار آن تعلیم و تربیت غیررسمی به عنوان بخشی از جریان تعلیم و تربیت از ابتدای تاریخ زندگانی بشر وجود داشته است. شاهد این مدعا آموزشهای گوناگونی است که والدین به فرزندان خود در زمینههای نحوه شکار، کشاورزی و نظایر اینها ارائه میکردند. اما با گذشت زمان دامنه این نوع آموزشها گسترش پیدا کرده است، به گونهای که امروزه عرصه تعلیم و تربیت غیررسمی حیطههای بسیاری از محافل دوستانه گرفته، تا آموزشهای رسانهای و کارآموزی را در برمیگیرد.(مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،22:1394)به نظر میرسد که اولین کانون تعلیم و تربیت غیررسمی خانواده بوده است و از زمان شکلگیری این نهاد، تعلیم و تربیت غیررسمی نیز آغاز شده است. همچنین روش و هدف تعلیم و تربیت در هر شکلی از آن، و در طول تاریخ متأثر از فلسفه و عقاید ویژه هر جامعهای میباشد. در جامعه ایران نیز مقوله تعلیم و تربیت غیررسمی قدمتی دیرینه دارد زیرا تمدن ایران تاریخی بسیار طولانی دارد. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،134:1394) آنچنان که تحقیقات باستانشناسان و آثار مورخان نشان میدهد، قریب به پنج هزار سال پیش از میلاد، اقوامی در فلات ایران زندگی میکردهاند که از تمدن و فرهنگ نسبتاً پیشرفتهای برخوردار بودهاند. (جعفری،7:1383) برای پیبردن به اهداف، تشکیلات و روشهای تعلیم و تربیت در ایران باستان، باید به عقاید دینی، اوضاع اجتماعی و سیاسی آن دوران روی آورد.تعلیم و تربیت در ایران باستان عمدتاً بر عهده نهادهای خانواده و نهادهای دینی بوده است و همیاری خانواده و مؤبدان، بنیاد تربیت را پی ریزی میکرد. در آن دوران تعصبات آیینی و دینی بیش از دورههای پیشین بود، پیروان هر آیین و مذهب بر آن بودند تا فرزندان خود را بر مبنای آیین و مذهب خود بپرورانند. در آن دوران آموزشگاههای رسمی بیشتر به فرزندان گروههای فرادست جامعه اختصاص داشت و لذا مشارکت تودههای مردم بیشتر در پیوند با نهادهای غیررسمی دینی و خانوادگی بود تا آموزشگاههای رسمی(قاسمی پویا، 1383:51). توسعه تعلیم و تربیت در جهان نیز محصول تاریخ و تلاشهای جوامع بشری است و مدیون کوشش پیگیر و بیوقفه اندیشمندانی است که در این راه همت گماشتهاند. همواره این باور وجود داشته است که توسعه هر جامعهای بهطور مستقیم به تعلیم و تربیت آن جامعه بستگی دارد. به ویژه اگر جریان تعلیم و تربیت نیز متناسب با تحولات اقتصادی و اجتماعی تغییر و تحول پیدا کند. (گالینا، 5:2012) شواهد نشان میدهد که تعلیم و تربیت رسمی در قرن بیستم تا حدودی از واقعیتهای جامعه به دور بوده و نتوانسته است رسالت خود را به خوبی محقق ساخته و با پیشرفتهای علمی و فنی جوامع ارتباط و پیوندی محکم برقرار نماید. به همین دلیل، امروزه این باور به وجود آمده است که تعلیم و تربیت غیررسمی، میتواند هم راستا با نظامهای آموزشی رسمی به ایجاد تغییرات اجتماعی و رشد اقتصادی جوامع کمک نموده و توسعه پایدار هر جامعهای را به ارمغان آورد. (بلاک و همکاران،89:2013) تجارب کشورهای مختلف در زمینه نهادها و نظامهای تعلیم و تربیت متفاوت است. بررسی تجربه کشورهای مختلف در زمینه تعلیم و تربیت غیررسمی نشان میدهد که هر یک از کشورهای جهان اصلاحاتی را در سیستم تعلیم و تربیت خود اعمال کردهاند، اما هر کدام تجربه منحصر به فردی در این زمینه داشتهاند. (گالینا، 2012:5) همچنین بررسی تجارب کشورهای مختلف و استفاده از آنها میتواند برای ایجاد، بسط و توسعه سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی در هر جامعهای مفید باشد. در این پژوهش کشورهای ایران و چین از قاره آسیا، کشور کنیا از قاره افریقا، کشورآلمان از قاره اروپا، کشورکانادا از قاره آمریکا و کشور استرالیا از آن قاره مـورد بررسی و مطـالعه قرار میگیرند. در ابتدای بحث مربوط به هر کشور نیز به منظور آشنایی خوانندگان با وضعیت کلی آن کشور، اطلاعاتی مجمل ارائه میگردد.
2- پیشینه پژوهش:
اسماعیلحاجی میر آقا و مینا رنجبری(1395)، در پژوهشی با عنوان سیر تاریخی تعلیم و تربیت در ایران باستان با استفاده از شاخص آموزش و پرورش مادها، هخامنشیان و ساسانیان به بررسی تعلیم و تربیت در آن دوران پرداخته روش کار این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی بوده و برای گرد آوری اطلاعات از روش مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است و به این نتیجه رسیده است با نگاهی گذرا به تاریخ آموزش و پرورش ایران باستان این باور که از پیشتازان دانش بشری بوده و حق بزرگی بر تمدن بشری دارند محکمتر میشود . باشد که ما و آیندگان به یافته ای علمی گذشتگان مهر بورزیم آنها را دوباره بررسی کنیم بر رفع کاستی های آنها همت کنیم و چیزی بر آن بی افزاییم و آنرا پربار تر به آیندگان بسپاریم.
علیرضا قلعه ای و بهناز مهاجران(1392)، در پژوهشی با عنوان بررسی وضعیت آموزش وپرورش چند فرهنگی در کشور استرالیا با استفاده از شاخص تنوع جمعیتی، مهاجران کشور های دیگر و تنوع فرهنگی مردم بومی به بررسی وضعیت تعلیم و تربیت چندفرهنگی در کشور استرالیا پرداخته روش کار این پژوهش از نوع کتابخانه ای با استفاده از مطالب مندرج در مقالات علمی، کتاب ها و سایت های علمی معتبر، اطلاعات مورد نیاز گردآوری و تحلیل شده است و به این نتیجه رسیده است که معلمان در فرآیند الحاق چند فرهنگی به برنامه ریزی درسی به عنوان عنصری کلیدی مطرح هستند که می توانند یادگیری دانش آموزان را افزایش یا مانع آن شوند. مخالفان آموزش چند فرهنگی با تغییر نظام آموزش سنتی به چند فرهنگی موافق نیستند. شکست در نظام آموزش چند فرهنگی افزایش تعصب و نژاد پرستی در میان دانش آموزان را در بر دارد.
مینو گلریزخاتمی(1380)، در پژوهشی با عنوان مقایسه تطبیقی نظام آموزش و پرورش ایران و کانادا با استفاده از شاخص ساختار تشکیلاتی، اهداف، نحوه اداره مدارس، برنامه و ساعات درسی هر دو کشور به بررسی نظام آموزش و پرورش ایران و کانادا پرداخته روش تحقیق توصیفی و مطالعه موردی بوده است و به این نتیجه رسیده است که نظام آموزش و پرورش کانادا به صورت غیر متمرکز است و هر ایالت بر اساس وظایف تعیین شده توسط قانون اساسی آزادی عمل دارد و طبق نیازهای منطقه ای و محلی، برای مدارس تحت نظارت خود قانون و مقررات وضع می کند و نظام آموزش و پرورش ایران به صورت متمرکز است و تمام استانها تابع قانونی و مقرراتی که توسط شورای عالی آموزش و پرورش وزارت آموزش و پرورش وزارت آموزش و پرورش تصویب می شود، هستند.
طاهره اقبالیان و حامد بخشی (1395)، در پژوهشی با عنوان تحلیل تطبیقی مفاهیم و مقوله های آموزش چند فرهنگی در نظام آموزشی ایران و کانادا و ارایه راهکارهایی جهت بهبود نظام آموزشی ایران با استفاده از شاخص سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند چشم انداز ایران و اسناد بالادستی کانادا به بررسی پرداخته و از روش تحقیق تحلیل اسنادی و تحلیل محتوا و ابزار گردآوری اطلاعات یک چک لیست 42 گویه ای بود که وضعیت آموزش چند فرهنگی را به لحاظ هدف گذاری، روش آموزشی و محتوا مورد سنجش قرار می داد و به این نتیجه رسیده است که در نظام آموزشی کشور ایران در مقایسه با نظام آموزشی کشور کانادا، به هدف گذاری، محتوا و روش آموزش چند فرهنگی توجه نشده است. اگر بخواهیم محتوا و روشهای آموزش چند فرهنگی را را در نظام آموزشی ایران تصور کنیم، بایستی در چشم انداز و اسناد بالادستی نظام آموزشی کشور بدان توجه شده باشد. چنان که با توجه تنوع قومی و فرهنگی در کشور ایران، فرصتهای توسعه آموزش چند فرهنگی امکان پذیر است. بنابراین نبود هدف گذاری آموزش چند فرهنگی، مانع اصلی تحقق محتوا و روشهای آموزش چند فرهنگی در نظام آموزشی ایران است.
مرضیه قاسمی راد(1392)، در پژوهشی با عنوان بررسی تطبیقی آموزش کارآفرینی در دانشگاه های آلمان و ایران با استفاده از شاخص آموزش کارآفرینی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی در کشورهای ایران و آلمان به بررسی پرداخته و از روش نمونه گیری هدفمند بین دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشورهای ایران و آلمان استفاده کرده و به این نتیجه رسیده است که در کشور آلمان به برنامه های ادغام و رشد افکار کارآفرینانه و مدیریت مشارکتی کارآفرینی و حمایت های مالی از طرح های بدیع در دانشگاه ها توجه خاصی نشان می دهند. در کشور ما در چند ساله اخیر به موضوع آموزش کارآفرینی توجه شده ولی ساختارهای موجود در دانشگاه های کشور که با هدف آموزش تخصصی دانشجو شکل گرفته کمتر به تقویت و تربیت کارآفرینی در دانشجویان توجه دارد. به طوری که فارغ التحصیلان فعلی دانشگاه ها اغلب با مفاهیم اولیه کارآفرینی آشنایی ندارند.
3- چارچوب نظری پژوهش
3.1-تعلیم و تربیت غیر رسمی
از دیدگاه کـاواجا و برینان (1990) تعلیم و تربیت غیررسمی در ارتباط با محدودیتهای سیستم تعلیم و تربیت رسمی برای پاسخگویی به نیازهای یادگیری اکثریت افراد جامعه، ایجاد شده است. از این منظر باید گفت که تعلیم و تربیت غیررسمی اغلب به عنوان یک سیستم، با سیستم تعلیم و تربیت رسمی مقایسه، ارزیابی و شناخته میشود. از نظر فوردهام (1980)، پنج محور مقایسه نظامهای تعلیم و تربیت رسمی و تعلیم و تربیت غیررسمی شامل اهداف، زمانبندی، محتوا، نحوه ارائه و چگونگی کنترل این سیستمها میباشند(جدول1-1). (کیدرایات، 13:2012)
جدول (1-1) مقایسه تعلیم و تربیت رسمی و غیررسمی
|
محور |
تعلیم و تربیت غیر رسمی |
تعلیم و تربیت رسمی |
|
اهداف |
کوتاه مدت و بدون ارائه مدرک |
دراز مدت، عمومی و مدرک-محور |
|
زمانبندی |
دوره زمانی کوتاه، مستمر و نیمه وقت |
دوره طولانی، مقدماتی و تمام وقت |
|
محتوا |
برون داد-محور و نیازسنجی ورودی مبتنی بر فعالیت های مورد نظر ذینفعان |
درون داد-محور و جذب ذینفعان براساس چارچوب استاندارد ها و شرایط ورودی |
|
نظام ارائه |
محیط-محور، رابطه مدار،ساختار انعطاف پذیر و فراگیرنده محور و حفظ ذخایر قبلی |
مبتنی بر موسسه مجزا از محیط زیست اجتماعی اقتصادی و فعالیت های اجتماعی با ساختارسخت گیرانه، معلم محور ومنابع فشرده |
|
نوع کنترل |
خود کنترل و مردم سالار |
کنترل بیرونی و سلسله مراتبی |
بر اساس دیدگاه سیمکینز (1977)، تعلیم و تربیت غیررسمی برای تعلیم افراد و بر اساس مهارتهای مورد نیاز، از نظر اقتصادی با صرفهتر میباشد، در صورتی که تعلیم و تربیت رسمی اینگونه نیست. تعلیم و تربیت غیررسمی در راستای اهداف توسعهای و اصلاحی مورد استفاده قرار میگیرد، به ویژه در مواقعی که تعلیم و تربیت رسمی قادر به تعلیم و تربیت همه افراد جامعه نباشد، و یا بیسوادی یک معضل اساسی در جامعه باشد. تعلیم و تربیت غیررسمی برای توسعه سواد آموزی تابعی و به منظور ارتقاء مهارتها و شایستگی در فعالیتهای مربوط به شغل مورد استفاده قرار میگیرد. بر اساس دیدگاه ایوانز (1983)، تعلیم و تربیت غیررسمی در قبال نیازهای افراد پاسخگو میباشد و فرصتهایی را برای یادگیری مهارتهای تولیدی به منظور مشارکت مؤثر آنان در توسعه جوامع ارائه مینماید. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،25:1394)تعلیم و تربیت غیررسمی به عنوان یک موقعیت محیطی، فضا و جوّ غیررسمی را در انجام فعالیتها ایجاد و ارزشمند میانگارد و انعطافپذیری و غیررسمی بودن تعلیم و تربیت را نیز مورد توجه قرار میدهد، چرا که اغلب شرکت کنندگان در اینگونه برنامهها افراد بزرگسال هستند. به همین دلیل، استفاده از روشهای انعطافپذیر تربیتی که دربردارنده فرآیندهای تربیتی، روشها، استراتژیها و تکنیکهای ویژه باشد، مورد توجه قرار میگیرد. (کیدرایات،2012: 14)باوری در میان پژوهشگران وجود دارد که تعلیم و تربیت غیررسمی نشاندهنده راه حلی برای جبران کمبودهای ناشی از تعلیم و تربیت رسمی و به عنوان نوش دارو به ویژه برای کشورهای جهان سوم، مورد نیاز است. (اگبیزور و اوکانیزی، 26:2008) کومبز و احمد (1974) بر این باورند که تعلیم و تربیت غیررسمی به هر گونه فعالیت تربیتی و نظاممند سازمانیافته که خارج از چارچوب سیستم مدارس رسمی به منظور تأمین انواع یادگیری برای زیر گروههای خاص در یک جامعه که شامل افراد بزرگسال و کودکان میباشد، اطلاق میشود. به عبارت دیگر، تعلیم و تربیت غیررسمی دربردارنده انواع بسیاری از تجربیات یادگیری برای اقشار و گروههای مختلف اجتماعی با در نظر گرفتن شرایط محیطی و خاص آنان میباشد. (کومبز و احمد،8:1974)تعلیم و تربیت غیررسمی به عنوان بخشی از ساختار کلی تعلیم و تربیت، بخش مهمی از آموزشهایی را در بر میگیرد که میتواند به انطباق افراد با نیازهای روز جامعه کمک نماید و زمینه ساز یادگیریهای مادامالعمر آنان گردد(کامرون و هاریسون، 282:2012). در واقع این نوع تعلیم و تربیت، به معنای هر اقدام آموزشی عمدی و نظاممندی است که معمولاً خارج از نظام آموزش رسمی انجام میشود و در آن محتوا، رسانهها، واحد زمان، معیارهای پذیرش، کارکنان، امکانات و دیگر اجزای سیستم برای مخاطبان با شرایط خاصی انتخاب و انطباق داده میشود تا ضمن دسـتیابی حداکثــری به مأموریتهای یادگیری، محدودیتهای سیستم نیز به کمترین حد ممکن کاهش یابد. (پائولسن، 10:2011)آلن روگرز (2005) به عنوان یکی از صاحبنظران مطرح در عرصه تعلیم و تربیت غیررسمی در کشورهای درحال توسعه معتقد است که این نوع آموزشها در برگیرنده هر نوع آموزش نیمهساختارمندی است که در محیط کار، جامعه و هر مکانی که به عنوان سیستم آموزشی رسمی شناخته نشده باشد، ارائه میشود. به عبارت دیگر، تعلیم و تربیت غیررسمی کلیه فعالیتهای سازمان یافته خارج از سیستم تعلیم و تربیت رسمی است که پاسخگوی نیازهای یادگیری گروه خاصی از افراد، فارغ از میزان تحصیلات و یا سن آنها میباشد. (آلن روگرز،2:2005)
تعلیم و تربیت غیررسمی فرآیند مادامالعمر یادگیری و شامل تعلیم و تربیت بزرگسالان، سیستم کارآموزی، تعلیم و تربیت مداوم، برنامههای آموزشی شغلی، توسعه حرفهای و پرسنلی، برنامههای توسعهای کارکنان، کارگران و ارائه آموزشهای صنعتی به دانش آموزان میباشد. ترویج این نوع آموزشها به عنوان جنبهای از تعلیم و تربیت غیررسمی شامل برنامههای دیگری مانند برنامههای مرتبط با توسعه همکاری و تعاون، برگزاری کلاسهای زبان خارجه، برنامههای آموزشی خارج از دانشگاه و از جمله دورههای فشرده آخر هفته میباشد. به علاوه، توسعه جامع تعلیم و تربیت مانند آموزشهای توسـعه روسـتایی، آموزش منابع انسانی، اردوهای جوانان، برنامههای تفریحی و تعطیلات و آموزش بهداشت جامعه نیز ابعاد دیـگری از تعلیم و تربیت غیررسمی را در برمیگیرد(اگبیزور و اوکانیزی، 29:2008). در رابطه با این که اهداف حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی کدامند؟ صاحبنظران و حوزههای مرتبط دیدگاههایی را مطرح نمودهاند. از نظر دایره المعارف بینالمللی تعلیم و تربیت (1985)، چهار هدف اصلی تعلیم و تربیت غیررسمی شامل موارد زیراند:
1- در مواردی که تعلیم و تربیت رسمی با محدودیتهایی روبروست، برای جبران این محدودیتها میتوان الگوی تعلیم و تربیت غیررسمی را جایگزین نمود. در واقع اگر چه تأکید بر کسب صلاحیتهای علمی در تعلیم و تربیت رسمی به معنای دستیابی به سطح معینی از شایستگی علمی و عملی است، اما در تعلیم و تربیت غیررسمی مسیرهای جایگزینی برای تأمین اینگونه صلاحیتها وجود دارد. به همین دلیل، مسیرهای دسترسی به اهداف نیز در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی انعطافپذیر و متفاوتتر میباشند.
2- اگرچه آموزش برای بهسازی نیروی کار هدفی است که غالباً به وسیله تعلیم و تربیت رسمی در مدارس دنبال میشود، اما اغلب این گونه آموزشها پاسخگوی نیازهای نیروی کار نمیباشد و پیامد آن ایجاد نوعی بیکاری ساختاری میباشد. در حالی که تعلیم و تربیت غیررسمی با ارائه برنامههای آموزشی مناسب میتواند این خلأ را پر نماید و با اجرای برنامههای ویژه برای نیروی کار مورد نیاز در بخشهای مختلف صنعت و جامعه، هماهنگی لازم را بین برنامههای آموزشی، نیازها و شرایط متغیر جامعه ایجاد کند.
3- توسعه روستایی یکی از اهداف مهم نظام تعلیم و تربیت غیررسمی است. چرا که سیسـتم تعلـیم و تربیـت بـاید پاسـخگوی نیازهای همه افراد در جامعه باشد، نه تنها عدهای را که به دلیل ضرورت تحصیل به مراکز شهری مهاجرت میکنند، پوشش دهد. لذا نباید کسانی که در مناطق روستایی هستند، نادیده گرفته شوند. بنابراین، سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی میتواند نیازهای اینگونه اقشار و گروههای اجتماعی را تأمین نماید.
4- تحقق اتحاد و وحدت سیاسی یکی دیگر از اهداف سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی است. چرا که هر فردی از آحاد جامعه باید به طور آگاهانه خود را شهروند و یا بخشی از جامعه سیاسی بداند. علیالخصوص کشورهای در حال توسعه به منظور ایجاد و بسط مدنیت نیازمند بهسازی و توسعه آگاهی ملی در میان عموم شهروندان میباشند. در واقع کمبود آگـاهیها و آموزشهای سیاسی و مدنی یکی از موانع اصلی توسعه ملی و یکپارچهسازی جوامع به شمار میرود، امری که تعلیم و تربیت غیررسمی میتواند آن را سامان بخشد. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،31:1394)از نظر هاندا و همکاران (2009) ویژگی تعلیم و تربیت غیررسمی ارائه آموزشهای کاربردی و عملی است که میتواند در سرنوشت مخاطبان، به ویژه قشر ضعیف جامعه مؤثر باشد. در واقع، اقشار بازمانده از سیستم تعلیم و تربیت رسمی میتوانند از این آموزش ها در جهت بهبود وضعیت خود استفاده نمایند. ( هاندا و همکاران 520:2009)از نظر کوهن و همکاران (2009) ویژگیهای تعلیم و تربیت غیررسمی آن است که برای فراگیران فرصتهایی را بر اساس سرعت یادگیری آنان و برای کشف تواناییها و پیگیری علایق و انگیزههای شخصی آنان، فراهم کند. یکی دیگر ویژگیهای تعلیم و تربیت غیررسمی از نظر آنان، ارجحیت ارزشیابی بر سنجش است. زیرا این نوع آموزشها به گونهای طراحی میشوند که مفرّح و عاری از استرس باشد و افراد بر مبنای انگیرههای خود در مسیر یادگیری پیش روند. بنابراین، در ارزیابی از این نوع آموزشها باید از شیوههایی استفاده شود که هیچ گونه فشار و استرسی به فراگیران وارد نگردد. ( کوهن و همکاران، 4:2009)
از نظر آدیس شیا (1975)، تعلیم و تربیت غیررسمی به معنای تأمین و ارائه فرصتهای یادگیری سازمانیافته خارج از نظام رسمی تعلیم و تربیت است که بتواند نیازهای طول دوره زندگانی، پاسخگویی به نیازهای جدید، تأمین نیازهای حرفهای، بهداشتی، رفاهی، مدنی، سیاسی و حتی شخصی را در بر گیرد. ( آدیس شیا ،26:1975)
تعلیم و تربیت غیررسمی و یا در معنای دیگر آن آموزشهای غیررسمی به کلیه یادگیریهای خارج از محیطهای رسمی آموزشی مانند مدرسه، دانشگاه و نظایر اینها، اطلاق میگردد و میتواند انواع آموزشهای غیررسمی و یادگیریهایی را که در طول زندگانی روزانه و خارج از نظام رسمی اتفاق میافتد را در برگیرد. (رؤیا و وودکوک، 2010 :1)
3.2-تعلیم و تربیت غیررسمی در ایران
ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت (هجدهم در جهان)و بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵ دارای ۷۹٬۹۲۶٬۲۷۰ نفر جمعیت است. و براساس آمار سال1395دارای 94.7درصد باسواد می باشد. پایتخت، بزرگترین شهر و مرکز فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اداری ایران، تهران است. حکومت آن جمهوری اسلامی است و رهبری بالاترین مقام سیاسی محسوب می شود. دارای بزرگترین میدان گاز طبیعی در جهان و چهارمین ذخایر نفتی بزرگ کشف و تأیید شده است. همچنین بر اساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار سال1396 نرخ بیکاری12.1درصد می باشد. همچنین تعداد معلمین آموزش و پرورش در سال1395به569892 نفر می رسد.(درگاه ملی آمار ایران و ویکی پدیا)در حال حاضر تعلیم و تربیت غیررسمی در سطح بسیار وسیعی در کشور ارائه میگردد. عمدهترین برنامهها توسط سازمان نهضت سوادآموزی، وزارتخانهها، سازمانهای دولتی و غیردولتی و همچنین از طریق برنامههای صدا و سیما به اجرا گذارده میشود. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اصلاحات جامع فرهنگی و آموزشی بر اساس اصول اسلامی صورت گرفت. به نحوی که چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب، با صدور حکمی در خصوص تشکیل نهضت سواد آموزی با هدف اولیه ارائه آموزش شهروندان بیسواد و کم سواد مبادرت نمودند. علاوه بر این، کلیه مساجد کشور نه تنها به عنوان اماکنی برای برگزاری مراسم مذهبی، بلکه به عنوان اماکن تشکیلدهنده کلاسهای آموزشی در زمینه مسائل مذهبی، فرهنگی و تشکیل کلاسهای نهضت سواد آموزی مورد بهرهبرداری قرار گرفتند و شهرداریهای سراسر کشور نیز اقدام به استقرار، راه اندازی و اداره مراکز فرهنگی و کانونهای فرهنگی نمودند. گفتنی است که بیشتر مراکز مذکور به کتابخانهها، سالنهای مطالعه، سالنهای اجتماع، کلاسهای آموزشی و دورههای فرهنگی و هنری نیز مجهز گردید. (لطیفیان و امیری، 4:1386)
در ایران تعلیم و تربیت غیر رسمی دارای مراکز ونهاد های ذیل می باشد:
فرهنگی و هنری،علمی و آموزشی،آموزشی وتحصیلی،ارتباطی اطلاعاتی،دینی،سیاسی ومدنی،اجتماعی واقتصادی و بهداشتی و سلامت
کارکردهای آموزشی و تحصیلی تعلیم و تربیت غیررسمی
برخی از اهداف و کارکردهای تربیتی که در فعالیتهای آموزشی و تحصیلی در پرتو تعلیم و تربیت غیررسمی به دست میآید را میتوان ارتقاء سطح دانش، اطلاعات و سواد افراد، کمک به رشد علمی و کسب اطلاعات جامع، باروری و شکوفایی اندیشه، افزایش پذیرش فناوریهای نو و ارزشهای نوین(نادری،10:1383)، آشنایی با پیشرفتهای علمی، فنی و حرفهای، رشد آیندهنگری افراد، رشد توانایی درست دیدن، شنیدن، درک کردن خلاق و نقاد بودن، پیدایش تغییرات مطلوب در افراد و پرورش رشد شخصی افراد نام برد. (شعارینژاد، 1377: 191)
مراکز آموزشهای آزاد
مراکز آموزشی آزاد که «آموزشگاه» یا «مؤسسه آموزشی» نامیده میشوند، در واقع مکانی برای تربیت و آموزش افراد علاقمند به افزایش توان علمی، تخصصی و یا کسب مهارتهای فنی است، بیآنکه منجر به صدور مدرک رسمی تحصیلی رایج در کشور گردد. بخشی از فعالیتهای مراکز آموزشی آزاد در قالب برگزاری کلاسهای تجدیدی، تک درس، تقویتی، کنکور، برگزاری آزمون، کنکور مکاتبهای و آموزش زبانهای خارجی بر اساس سرفصل دروس مصوب وزارت آموزش و پرورش از سطح مبتدی تا قبل از دانشگاه، به صورت حضوری و غیرحضوری تحت عنوان آمـوزشگاه علمی آزاد صورت میگیرد. متولی صدور مجوز و نظارت بر این فعالیتها نیز بر عهده وزارت آموزش و پرورش میباشد. بخش دیگری از فعالیتهای آموزشی آزاد در قالب دورههای آموزش عالی آزاد و دورههای تخصصی و کاربردی کوتاهمدت و بالاتر از سطح دوره متوسطه و برگزاری کلاسهای کنکور برای دورههای کارشناسی ناپیوسته و کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالی مربوط به گروه غیرپزشکی و پزشکی تحت عنوان مؤسسه آموزش عالی آزاد میباشد که متولی آن وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی میباشد. انواع دیگری از فعالیتهای آموزشی آزاد در قالب دورههای فراگیری مهارت، حرفه و رشتههای معینی بر اساس استانداردهای مهارت آموزشی مـشاغل، تحت عنوان آموزشگاههای فنی و حرفهای آزاد میباشد که متولی آن وزارت کار و امور اجـتماعی میباشد. مجموعه دیگری از این فعالیتها شامل آموزشهای هنری به منظور تربیت و آموزش هنرجویان علاقمند به یکی از رشتههای هنری مانند هنرهای تجسمی و خوشنویسی، سرود و آهنگهای انقلابی، هنرهای نمایشی، روزنامه نگاری و خبرنگاری تحت عنوان آموزشگاههای آزاد هنری میباشد که متولی آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میباشد. به علاوه، دورههای دیگری نیز وجود دارد که با محتوای عمومی و یا ترکیبی از محتواهای دورههای آموزشی که در چهار دسته مانند آموزش زبان، تقویتی و کنکور، کامپیوتر، هنرهای تجسمی و نظائر اینها که متولی آن کانونهای فرهنگی هنری، شهرداریها، کانونهای مساجد و دانشگاهها میباشد. دستاورد های این مراکز عبارتند از:توسعه دانش، مهارت وتوان علمی متربیان، توسعه و ترویج مهارت ها، ارائه خدمات آموزشی در سطح عالی و در نهایت تامین نیروی کار ماهر و نیمه ماهر برای کشور(مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،143:1394).
مراکز آموزش بهداشتی و مشاوره سلامت
ارتقای سلامت به عنوان مفهومی کلیدی در راستای توسعه جوامع امروزی به حساب میآید. چراکه انسان سالم محور توسعه پایدار محسوب میگردد و سلامتی وی نیز از ابعاد گستردهای همچون سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی تشکیل شده است. آموزش سلامت آن بخش از مراقبتهای بهداشتی است که به تأثیر عوامل رفتاری بر سلامت توجه دارد و با آموزشهای عمومی آغاز میشود. بدیهی است که نیل به این هدف مهم نیازمند همکاری و مشارکت گسترده کلیه سازمانها و نهادهای اجتماعی به ویژه نهادهای آموزشی مرتبط با حوزه سلامت میباشد. در این باره وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان مسئول "تأمین سلامت مردم" در تحقق شعار "انسان سالم، محور توسعه پایدار"، همواره تمام توان خود را در امر اطلاعرسانی و آموزش صحیح و شفاف به مردم به کار گرفته است. دستاور های این مراکز عبارتند از:حفظ و ارتقا سلامت فردی و اجتماعی آحاد جامعه بوده است. (فرساد،1:1389)
کارکردهای اجتماعی و اقتصادی تعلیم و تربیت غیررسمی
درگسترش نظامهای تعلیم و تربیت رسمی و غیررسمی یکی از مهمترین شاخصها توسعه اقتصادی به شمار میرود. مضافاً، اگر در جامعهای تعادل اقتصادی حاکم باشد این فرصت فراهم میشود تا همه اقشار جامعه، آن کشور را در مسیر توسعه یاری نمایند. لذا، هنگامیکه سطح رفاه، بهداشت، تغذیه و نیازمندیهای مالی افراد در جامعه به خوبی تأمین شود، شرایط، زمینه و امکان بهتری برای تعلیم و تربیت افراد در سطح خانواده، نهادهای تربیتی و جامعه فراهم میگردد. به علاوه، نقش اقتصادی نهادهای تعلیم و تربیت به عنوان مراکز مسئول تربیت و تأمین نیروی انسانی جامعه، از اهمیت مضاعفی برخوردار است(مرزوقی،16:1391). جامعهپذیری، یگانگی اجتماعی(از طریق توسعه فرهنگ و هویت مشترک)، نظارت اجتماعی و وفاداری به نهادهای جامعه برای کنترل اجتماعی، ارتقای نیازهای حیاتی جامعه به منظور تأمین رفاه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی(علاقه بند، 53:1384)، مهار جرائم و خلافهای اجتماعی، ایجاد عدالت اجتماعی و بهبود موقعیت اجتماعی افراد، ارتقاء سطح بهداشت و سلامت، اشتغالپذیری(نادری، 2:1383)، جهت دهی و ارتقاء سطح ارزشی اوقات فراغت افراد، افزایش شناخت فرد نسبت به حقوق و وظایف و مسئولیتهای اجتماعی، تربیت شهروندان خوب، موفق و مسئول، رشد شناخت افراد نسبت به ساختار و اعمال اجتماعی، تربیت افرادی که به اختلاف عقاید و افکار مردم احترام گذاشته و از تحمیل عقاید خود اجتناب کنند، تربیت افرادی که مقررات اجتماعی را محترم شمرده و رعایت کنند، رشد توانایی مهارتهای ارتباطی افراد(شعاری نژاد، 222:1377)، ایجاد روحیه تعاون و همکاری، ایجاد وحدت اجتماعی و جلوگیری از نژادپرستی و قومیتگرایی، حذف فاصلههای فرهنگی نادرست، و سرمایه گذاری و نوسازی جامعه، همکاری در مناسبات مختلف فردی و اجتماعی از کارکردهای تعلیم و تربیت در ابعاد اجتماعی میباشد(علاقه بند، 56:1383).
نهاد خانواده
خانواده اولین نهاد و محیط اجتماعی و تربیتی است که کودک در آن قرار میگیرد، والدین نیز اولین مربیان کودکاند که با او تعاملات همه جانبه دارند. به همین دلیل محیط زندگی خانوادگی یک محیط اجتماعی و تربیتی اولیه و بسیار مؤثری است که بر پرورش کودک تأثیری اساسی دارد. به علاوه، ویژگیهای بیولوژیکی، ژنتیکی، روانی و خلقی نیز از طریق وراثت و محیط زندگانی خانوادگی به کودک منتقل میشود. (مرزوقی، 11:1391)نهاد خانواده جایگاه منحصر به فرد و بیبدیلی در حوزه تعلیم و تربیت رسمی و غیررسمی دارد، به گونهای که هیچ سازمان و نهادی نمیتواند کارکردها و کارایی این چنینی داشته باشد. خانواده به عنوان یک محیط طبیعی تعلیمی و تربیتی غیررسمی ابعاد مختلف رشد کودک را تحت تأثیر قرار میدهد و پایهگذار سعادت فردی و اجتماعی وی است. درایران کلیه نهاد و موسسات سیاست گذاری دولتی متولی این بخش محسوب می شوند و دستاورد های این بخش عبارتنداز:رشد و توسعه همه جانبه کودکان، نوجوانان وافراد جامعه در تمامی ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی، اعتقادی و معنوی و پیشگیری از آسیب های گوناکون اجتماعی است. (صمدی و رضایی،96:1390)
شهرداری
شهرداری سازمان محلی است که بر طبق اصل عدم تمرکز اداری و به منظور اداره امور محلی از قبیل عمران و آبادی، بهداشت شهر و رفاه ساکنان آن شهر تأسیس میشود. شهرداری نوعی سیستم اداره شهر است که از دو واحد به نام شورای شهر و اداره شهرداری تشکیل شده است. طبق آئیننامه مورخ 15/8/63 قانون تقسیمات کشوری، در نقاطی که شهر شناخته شدهاند شهرداری تأسیس میشود، زیرا طبق ماده 1 قانون شهرداریها، در هر محلی که جمعیت آن حداقل به پنج هزار نفر برسد، باید شهرداری تشکیل شود. با وجود این قانون به وزارت کشور اجازه داده است تا در نقاطی که دارای حدنصاب نیستند اما دارای شرایط خاصی هستند، نیز شهرداری تأسیس نماید. (قانون شهرداری ها)از جمله فعالیتهای شهرداری در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی شهروندان عبارتاند از:1. برگزاری کارگاهها و کلاسهای آموزشی با هدفگذاری مشخص ویژه خانوادهها و گروههای سنی در مراکز فرهنگی، اجتماعی و ورزشی در موضوعات روابط و مناسبات اجتماعی، حقوقی و تکالیف شهروندی، مهارتهای زندگی، نظم و انضباط اجتماعی، بهداشت و محیط زیست و ...
2. ارائه خدمات آموزشی به شهروندان از طریق آموزشهای غیرحضوری و مجازی.
3. برگزاری همایشها، برنامههای مذهبی، جشنهای شهروندی، برگزاری مسابقات، برپایی نمایشگاههای مختلف، برگزاری اردوهای تفریحی و گردشگری و ویژه برنامههای تفریحی و سرگرمی و آموزشی در مراکز فرهنگی و پارکهای مناطق مختلف.
4. جلب مشارکت از اقشار مختلف جامعه مانند فرهیختگان و نخبگان، زنان و خانواده، نوجوانان و کودکان به منظور ارائه آموزشهای شهروندی و مددسازی در مدیریت شهری.
5. ایجاد مرکز علمی-کاربردی آموزش شهروندی، مرکزی با هویت اسلامی- ایرانی که با تکیه بر ارزشهای دینی جامعه و با هدف تربیت افرادی در طراز شهروندان ایرانی به تربیت شهروندان مبادرت ورزد.
6. ایجاد خانه سلامت که واحدی است زیر مجموعه سرای محله که به عنوان ستاد هماهنگکننده و اجرایی محله سالم با استقرار در محلهها در نقش تسهیلگر، سطح سلامت ساکنان محله را از طریق مشارکت همگانی و همکاریهای بین بخشی ارتقاء میبخشد.
دستاورد های این بخش عبارتنداز:عمران و توسعه شهری، توسعه مشارکت های مردمی، ارتقا سطح فرهنگ عمومی، توسعه سرمایه گذاری، مدیریت بحران و ارئه خدمات شهری. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،162:1394)
کارکردهای فرهنگی و هنری نهادهای تعلیم و تربیت غیررسمی
کانون پرورش فکری
کانون پرورش فکری نوجوانان مکانی برای رشد و پرورش توانمندیهای کودکان و نـوجوانان در زمان اوقـات فراغت آنهاست. هـدف این کانون دستیابی به رشد ذوقی، هـنری، اجتـماعی، عاطـفی، اخـلاقی، اعتقادی، جـسمی، فکری کودکان و نوجوانان میباشد. (احمدی و مددی،102:1379)تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به حدود سال 1344 باز میگردد، توسعه نسبی فرهنگ و ادب، تعلیم و تربیت و هنر در ایران و در ایام مذکور نیز نشان دهنده تأثیرگذاری این نهاد بوده است. (افشار و دانش، 84:1387) برخی از اهداف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شامل ایجاد امکانات لازم برای رشد و پرورش فکری و ذاتی کودکان و نوجوانان و کمک به شکوفایی استعدادهای آنها بر اساس ارزشها و نظام تعلیم و تربیت اسلامی در اوقات فراغت، ایجاد زمینه مناسب برای شکوفایی و پرورش استعدادهای فرهنگی و ادبی و هنری و پرورش فکری و ذوقی و اندیشه کودکان، غنی سازی اوقات فراغت در تمام ایام سال با وسایل سرگرمی و آموزشی، ترویج کتاب و کتابخوانی در بین کودکان و نوجوانان، ایجاد زمینه مناسب برای آموزش مسائل فرهنگی، هنری ، ادبی و علمی، ایجاد روح تعاون و همکاری و تقویت فضایل اخلاقی میباشد. دستاورد های این بخش عبارتنداز:شکوفاسازی استعدادها، توسعه تعلیم و تربیت اسلامی و ایرانی، تولید حرفه ای آثارفرهنگی، هنری و ادبی، ارتقا سطح آگاهی کودکان، نوجوانان و جوانان. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،184:1394)
کارکردهای علمی و آموزشی نهادهای تعلیم و تربیت غیررسمی
نهضت سوادآموزی
نظر به اینکه سوادآموزی به عنوان یک شرط اجتناب ناپذیر برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و بهبود شرایط زندگی انسانهای محروم از سواد است، در جمهوری اسلامی ایران نیز دولت نقش مهمی در تأمین آموزش غیررسمی ایفا مینماید، به گونهای که بودجه و تسهیلات قابل توجهی به آن اختصاص داده است. سازمان نهضت سوادآموزی برای انجام رسالت خود به ارائه فعالیتهایی در عرصه تعلیم و تربیت غیررسمی پرداخته و نهایت تلاش خود را در جهت ریشه کنی بی سوادی، آموزش خواندن و نوشتن افراد و کسب مهارتها و خدمات آموزشی لازم به عنوان مکمل نظام رسمی تعلیم و تربیت نموده است. دستاورد های این بخش عبارتنداز:ریشه کنی بی سوادی، دسترسی کلیه شهروندان به آموزش ابتدایی و کاهش نرخ بیکاری بزرگسالان در سراسر کشور. (رجائیپور و اکبری، 66:1386)
کارکردهای دینی نهادها و مراکز تعلیم و تربیت غیررسمی
نهاد مسجد
در دوره اسلامی مساجد نخستین نهادهای آموزشی و عبادی بودند که تزکیه و تعلیم پرورش و آموزش مبانی معنوی، علمی، حل و فصل هر آنچه با زندگی مادی و معنوی و کامیابی در دنیا برای دستیابی به رستگاری در آخرت جاویدان ارتباط داشت، در کارنامه درخشان مسجد نمایان بود(قاسمی پویا، 52:1383). بر این اساس مسجد، نظامی اجتماعی است که در راستای تحقق آرمانهای متعالی جامعه اسلامی مستقیماً از جانب شارع مقدس تعبیه شده و در سیره و سنت پیشوایان دینی(ع) ظاهر شده است. بنابراین یکی از کارکردهای بنیادین مسجد، تربیت افراد در جامعه اسلامی است. (علامه مجلسی، ج80، ص 386، باب8 و ج2، ص109، باب 15)در مجموع مهمترین کارکردهای مسجد شامل: 1) کارکرد ارتباطی-رسانهای 2) کارکرد حمایتی- پشتیبانی مانند ساخت مسجد و مکانهای مذهبی، تأسیس و راه اندازی صندوقهای قرض الحسنه و حمایت از مبارزات، پرداخت هزینه هیأتهای مذهبی و حوزههای علمی و 3) ایجاد همبستگی و هویت در میان تودهها میباشد. دستاورد های این بخش عبارتنداز: توسعه فرهنگ و ارزش های دینی، تعامل و هم افزایی اجتماعی، همبستگی و تقویت هویت ملی. (نظری و حسن پور، 88:1391)
کارکردهای سیاسی و مدنی نهادها و مراکز تعلیم و تربیت غیررسمی
تربیت تحت هر عنوان و شرایطی نمیتواند از سیاست جدا باشد. منظور از سیاست مشی و روشی است که در آن روابط متقابل افراد جامعه با هیأت زمامدار، وضع و تشریح قوانین و کیفیت پیشبرد اهداف مورد نظر تعیین میگردد. زندگی اجتماعی نیز نیازمند خط مشی و اتخاذ سیاستی معین است و سیاست در این معنا، نوعی مشی و رابطه متقابل بین دولت و مردم و یا بین مردم و هیأت زمامدار است. (ملک احمدی، 165:1377) تربیت مدنی در بعد سیاسی آن نیز به معنای آن است که فراگیران و نسل نو برای مشارکت آگاهانه و منطقی در امور سیاسی تربیت شوند. این موضوعی است که از آن تحت عنوان «تربیت سیاسی» و یا «جامعه پذیری سیاسی» یاد میشود(مرزوقی، 1391: 56). زیرا تربیت به انسانها شعور سیاسی و توانایی مشارکت فعال در حیات اجتماعی را میدهد. تربیت میتواند پایههای نظام سیاسی را بر عدل و برابری استوار سازد و روابط دولت و ملت را انسانی و اخلاقی کند(رحیمی، 34:1385). بر این اساس برخی از کارکردهای تربیت سیاسی، تربیت شهروندانی است که وظایف سیاسی خود را به درستی انجام دهند، رشد و پرورش افراد بر اساس قانون اساسی کشور، رشد بینش و تواناییهای اجتماعی و سیاسی فراگیران، ایجاد مشروعیت برای حکومت و نظام سیاسی، ایجاد همنوایی اجتماعی و مشروعیت بخشی به نظم اجتماعی، کمک به شناخت هنجارها و ویژگیهای عمومی زندگی اجتماعی و سیاسی توسط فراگیران است. به هر حال یکی از کارکردهای مهم نهادهای تعلیم و تربیت غیررسمی در ابعاد اجتماعی، مدنی و سیاسی است. یعنی کارکردهایی که میتواند موجب تحکیم و ارتقاء مشروعیت، مقبولیت، وحدت و همبستگی نظام اجتماعی گردد. که در ایران شامل نهاد ها و مراکز بسیاری از جمله:احزاب، سازمان های مردم نهاد، مرکز توانمند سازی زنان ریاست جمهوری و غیره می باشد. (مرزوقی،7:1383)
کارکردهای ارتباطی و اطلاعاتی نهادها و مراکز تعلیم و تربیت غیررسمی
شبکههای مجازی
گسترش فضاهای مجازی مانند سایر انواع دیگر تحولات و پیشرفتها، پیامدها و آثار مثبت و منفی گوناگونی را در جامعه و زندگی کاربران ایجاد کرده است. مثبتترین پیامد آن را میتوان تسهیل و تسریع ارتباطات و تبادل اطلاعات دانست. منفیترین پیامد آن را میتوان به خطر افتادن حریم خصوصی افراد، منزوی شدن آنها و از هم پاشیـدن بـنـیان خـانواده، تضـعیف بـاورهای اعـتقادی، گسـترش فـساد اخلاقی، سـوءاستفادههای مدنی و سیاسی، توسعه بیبندوباری و هرزهنگاری معرفی نمود. اصلیترین علتی که میتوان برای بروز این پیامدهای منفی بیان داشت این است که در فضای مجازی افراد نمیتوانند به شناخت صحیح و کافی از هم دست یابند. از آثار مثبت اینترنت به روز کردن اطلاعات، استفاده از مطالب علمی و دسترسی به فناوریهای روز است، اما به موازات آن گرایش نوجوانان و جوانان به چت رومها، عشقهای مجازی، کلاه برداری و سوء استفاده از دختران و پسران با ارایه شخصیتهای دروغین، ازدواجهای اینترنتی، سرقت اطلاعات و اخاذی را موجب میشود. (ابراهیم پور و خزایی، 4:1391)فضای مجازی دنیایی بسیار وسیع و پیچیدهای است که گروهها و افراد مختلف با گرایشها، باورها و اعتقادات گوناگون در آن زندگی میکنند. واژه «زندگی» در فضای مذکور به اشتباه به کار نرفته است، چرا که این دنیای زندگانی توأمان و همگام با دنیای واقعی و شاید بیشتر بر وجود آدمی و باورهایش اثر میگذارد. فضای مجازی مکانی است که فرد میتواند فعالیتهای دنیای واقعی خود را نیز در آن وارد کند. از ویژگیهای بارز این فضا "بیمکانی" و "بیزمانی" است. از بین رفتن فاصله مکانی و افزایش بیسابقه توان انسانها برای مبادله و مراوده با یکدیگر، فرآیند هویتیابی جمعی افراد را دگرگون کرده است. (منتظرقائم و تاتار، 237:1384)در ایران مرکز ملی فضای مجازی در سال 1390 به منظور بررسی و نظارت بر تولید محتواها، فراهمسازی زیرساختها و ایجاد امنیت و سلامت در فـضاهای مجـازی تشکیلشد تا بهصورت کامل و بهروز بر فضای مجازی درونی و بیرونی اشراف داشته و درباره نحوه رویاروئی با آسیبهای فضای مجازی تصمیم گیرد.دستاورد های این بخش عبارتنداز: تولید و استفاده از نرمافزارهای مختلف علمی و آموزشی، کتابخانههای مجازی، پژوهشکدهها و مؤسسات تحقیقاتیکه به صورت مجازی فعالیتهای علمی و پژوهشی مختلفی انجام میدهند، دورههای آموزش مجازی در موضوعات مختلف برای اقشار و گروههای گوناگون، شبکههای اجتماعی مجازی داخلی وغیره. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،234:1394)
3.3-تعلیم و تربیت غیررسمی در جهان
کشور چین
چین با نام رسمی جمهوری خلق چین، پرجمعیتترین کشور جهان با بیش از 3/1 میلیارد نفر جمعیت است که 95% افراد آن باسواد میباشند. این کشور در شرق قاره آسیا واقع شده و توسط حزب کمونیست چین در قالب نظام تک حزبی اداره میشود و نظام سوسیالیسم، نظام اصلی آن است. جمهوری خلق چین با حدود 6/9 میلیون کیلومتر مربع سومین کشور وسیع دنیا و دومین کشور بزرگ دنیا از نظر وسعت جغرافیایی(بدون احتساب آب های داخلی)است. از زمان اجرای اصلاحات اقتصادی در چین برای پی ریزی یک اقتصاد مدرن، چین یکی از سریعترین رشدهای اقتصادی دنیا را داشتهاست. این کشور هم اکنون بزرگترین صادرکننده، دومین واردکننده بزرگ کالا و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بر پایه تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد. از نظر ترکیب نیرویکار فعال کشاورزان ۵۰ ٪، صنعتگران ۲۴٪ و کارمندان و بازرگانان۲۶ ٪جمعیت شاغلین کشور را تشکیل میدهند. (ویکی پدیا) کشور چین پس از جنگهای مختلف در طول سالهای 1939-1840، خود را مجبور به گشودن درهای خویش بر روی جهان خارج دید و همواره درصدد یافتن یک الگوی اصلی برای پیشرفت فرهنگی در دنیای بعد از جنگ جهانی دوم بود. مخالفتهای پی در پی چین در برابر جاه طلبیهای کشورهای غربی، این کشور را بدانجا کشاند تا به نحو تقریباً دائم به اصل قدرتمند شدن بیاندیشد. آنها تنها راه قدرتمند شدن را در پرتو علم و دانش میدیدند. لذا، یکی از مهمترین راههایی که این کشور برای تحقق اهداف خود دنبال کرد، گسترش انواع مختلف تعلیم و تربیت ازجمله حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی بود. (میالاره و ویال، 65:1370)
تعلیم و تربیت غیررسمی در چین به عنوان یک سیاست دولتی، جبران کننده کمبودها و نقصهای سیستم تعلیم و تربیت رسمی است و نقش مهمی در افزایش سطح بهزیستی افراد و توسعه اجتماعی آنان به ویژه در مناطق محروم دارد. (زانگ، 1:2014) شروع تعلیم و تربیت غیررسمی نسبتاً نظام یافته در کشور چین با ارائه آموزشهای حرفهای که در سال 1958 در برخی مناطق روستایی و شهری ارائه گردید، آغاز شد اما از ابتدای دهه 1980 میلادی بود که سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی چین وارد مرحله و دوره جدیدی گردید و آموزشهای غیررسمی، توسعه جامعه روستایی را محور فعالیت خود قرار دارند(زانگ، 1:2002). هم اکنون نیز یکی از مهمترین رسالتهای تعلیم و تربیت غیررسمی در کشور چین، کمک به توسعه روستایی است. زیرا چین با نه صد میلیون نفر جمعیت روستایی، با خیل عظیمی از جمعیت محروم روبرو است که نیازهای مختلفی دارند، و در عین حال نیز تغییرات سریعی را در ساختار صنعتی و اجتماعی خود تجربه میکنند. لذا یکی از اولویتها و سیاستهای مهم دولت در این خصوص استفاده از تعلیم و تربیت غیررسمی برای توسعه اجتماعی و اقتصادی هرچه بیشتر است. در واقع میتوان گفت که این سیاست راهی برای ارتقاء سطح تواناییهای روستاییان در بهکارگیری ابزارآلات و تجهیزات مدرن در کشاورزی و سایر مشاغل روستایی است تا با افزایش درآمد آنها، مانع از مهاجرت روستائیان به شهرها شده و جلوی بسیاری از عواقب این نوع مهاجرتها را بگیرد. (زانگ، 13:2014)از آنجا که کشور چین از تعلیم و تربیت غیررسمی به عنوان ابزاری برای توسعه اقتصادی کشور استفاده نموده است، لذا برنامههای تعلیم و تربیت غیررسمی در سطح ملی، منطقهای و محلی تحت نظارت دولت اجرا، رهبری و مدیریت میگردد. زیرا دولت مرکزی از این نوع تعلیم و تربیت به عنوان ابزاری برای تحقق برنامههای توسعه اقتصادی و اجتماعی خود استفاده مینماید و توسعه تعلیم و تربیت غیررسمی را به عنوان مأموریت اولویت دار خود پیگیری مینماید. (زانگ، 1:2002) و از استراتژیهای مختلف توسعه تعلیم و تربیت غیررسمی برای مقابله با عوامل و موانع مختلف دخیل در امر توسعه ملی خود استفاده میکند. در کشور چین برای استفاده کارآمدتر از تعلیم و تربیت غیررسمی، صاحبنظران تعلیم و تربیت و برنامهریزان تلاش میکنند تا رویکردها و استراتژیهای تعلیم و تربیت غیررسمی را با ویژگیها، شرایط و واقعیتهای هر منطقه منطبق سازند و وحدت بین اشکال مختلف تعلیم و تربیت را با تأکید بر انعطافپذیری روشهای تدریس و یادگیری نیز برقرار نمایند. در کشور بزرگ چین هیچ نهاد اجرایی خصوصی عهدهدار امر تعلیم و تربیت غیررسمی نیست و همه سرمایهگذاریها در این رابطه توسط دولت انجام میشود. (زانگ، 36:2014) و نهادهای مسئول ارائه این نوع تعلیم و تربیت، کلیه وزارتخانهها و کمیسیونهای زیر نظر هیات دولت هستند. (زانگ، 2:2002) بر این اساس، دولت عهدهدار امر نظارت و ارزیابی مؤسساتی است که در امر تعلیم و تربیت غیررسمی فعالاند، این نظارت گسترده دولتی باعث میشود تا چگونگی مصرف بودجههای تخصیصی و کیفیت آموزشها و برونداد آنها بررسی شود. در این راستا، مؤسسات و نهادهای تعلیم و تربیت و آموزشهای غیررسمی ملزم هستند تا گزارشهای عملکرد و پیشرفت خود را به نهادهای دولتی مسئول و مرتبط با برنامهریزی و نظارت بر حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی کشور ارائه کنند. (زانگ، 36:2014) به طور کلی میتوان گفت که چین از جمله کشورهایی است که در حال تجربه توسعه سریع تعلیم و تربیت غیررسمی است و در مقیاس وسیع و گستردهای سیاستگذاریهایی را در این باره انجام و در حال اجرا دارد. از جمله این اقدامات، پروژههای تحت عنوان «پروژه تابش نور خورشید» (برنامه پیشرفت روستاها از طریق انتقال علم و آموزش، برنامههای کارآموزی و آموزشهای فنی و حرفهای)، ایجاد مرکز یادگیری اجتماعی و نظایر اینها میباشد. (زانگ، 18:2014) مضافاً، به منظور گسترش و بهبود عملکرد سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی، دولت چین طرحهایی را به شرح زیر به اجرا درآورده و یا در حال اجرای آنها است:
1- اجرای پروژه ارائه آموزشهای فرهنگی برای رشد قابلیتهای حرفهای و ارتقاء تواناییهای کاربردی نیروی کار شاغل، آموزش افراد تازه استخدام شده و افرادی که در حال کاریابی هستند، در زمره این گونه طرحها میباشند.
2- اجرای پروژه سوادآموزی برای بیسوادان.
3- اجرای پروژه آموزشهای مستمر مقدماتی و عالی برای کسانی که از سیستم تعلیم و تربیت رسمی خارج شدهاند(فارغ التحصیلان)، تا با کسب این آموزشها سطح کیفیت عملکرد مطلوب خود را حفظ کنند.
4- پروژه ارائه آموزش مستمر به افراد حرفهای، فنی، متخصص و مدیرانی که در نظام آموزش عالی مشغول به کار هستند، تا با این آموزشها دانش آنها را به روز نگه دارد و تواناییهای مدیریتی آنان تقویت گردد.
5- پروژه ارائه آموزشهای اجتماعی در زمینه زندگی شهروندی، قانون، فرهنگ، پزشکی و سلامتی، هنر، زیبایی شناسی، آشپزی، پرورش گل و گیاه، مسائل زندگی خانوادگی و نظائر اینها تا بدین وسیله خدمات آموزشی در زمینههای اجتماعی، سلامتی، سبک زندگی علمی و عملی کارآمد برای همه شهروندان فراهم گردد. (زانگ، 1:2002)در این کشور تعلیم و تربیت غیررسمی از تنوع و انعطافپذیری زیادی برخوردار است. اما مهمترین انواع آن سوادآموزی و فراگیری انواع مهارتهای مختلف فنی و حرفهای است. (زانگ، 8:2014) با این حال، یکی از انواع آموزشهایی که در تعلیم و تربیت غیررسمی کشور چین رواج دارد، آموزشهای مادامالعمری است که هدف آنها ارتقاء دانش، مهارتها و فنون به افراد است تا از این طریق، شیوه تفکر، اخلاقیات، رفاه و بهزیستی افراد جامعه ارتقاء یابد. گروههای هدف در آموزشهای مذکور عبارتاند از (یونسکو، 2003):
1- مردان جوان و بزرگسال به عنوان نیروی کار روستایی.
2- گروه زنان و دختران برای کسب آموزشهایی در زمینه مراقبت کودکان، اصول ایمنی و بهداشتی، اقتصاد خانواده، اصولخانهداری و فنون مدیریت خانه و نظائر اینها.
3- گروههای اقلیت نژادی که در زمینه زبان، باورها، اعتقادات، مذهب و آداب شهروندی ملی آموزش دیدهاند و در عین حال آموزشهایی نیز در زمینه مذهب، زبان و اعتقادات خود دریافت میکنند.
4- گروه بیسوادان که رویکرد آموزش آنان در گذشته بیشتر در ارتباط با خواندن، نوشتن و حساب کردن بود، اما امروزه علاوه بر آن نیازمند آموزشهایی در زمینه کار با فناوریهای جدید کسب اطلاع در زمینه دانش و مسائل روز و چگونگی زندگی اجتماعی هستند.
5- فارغ التحصیلان و افراد متخصص.
از سال 2010 نیز در کشور چین تعلیم و تربیت غیررسمی اغلب به صورت یک سیستم یادگیری مستمر ملی برنامهریزی شده است تا با ارائه آموزشهای مستمر، همه افراد جامعه به توانمندیهای لازم برای توسعه و نهایتاً ارتقاء شأن و منزلت کشور خود در عرصه بینالمللی کمک نمایند. (زانگ، 2:2014) به علاوه، مواد آموزشی از رویکرد محتوای دانش- محور فرهنگی، به رویکرد مساله- محور مبتنی بر توجه به نیازهای جاری و با محوریت مسائل روز تبدیل گردید، و در این زمینه تلاش میگردد تا در یادگیری از مشارکت مؤثر یادگیرندگان استفاده شود و با این اقدام، آموزشهای کاربردی مناسب با زندگی روزانه افراد ارائه شود. امری که نهایتاً میتواند به توسعه پایدار کشور کمک نماید. (یونسکو، 2003)
کشور کنیا
کنیا کشوری در شرق آفریقا و پایتخت آن نایروبی میباشد. این کشور در سال 1963 از استعمار انگلیس خارج و به استقلال رسید. هم اکنون امور سیاسی کنیا در چارچوب نظام سیاسی ریاستی قرار دارد و رئیس جمهور رهبر کشور و رئیس دولت است. کنیا صنعتیترین کشور در شرق آفریقا محسوب میشود و از رشد اقتصادی نسبتاً خوبی برخوردار است. جمعیت این کشور حدود 44 میلیون نفر و 73% آنها باسواد هستند. در این کشور 40% از جمعیتی که در سن اشتغال قرار دارند، بیکار هستند. 73% مردم کنیا مسیحی و زبانهای رسمی آنان ساحلی و انگلیسی است. (ویکی پدیا)در کشور کنیا نیز همانند بسیاری از کشورهای توسعهنیافته، تعلیم و تربیت غیررسمی با تلاش برای سوادآموزی بزرگسالان و اقشار محروم جامعه آغاز و این روند همچنان ادامه دارد، هر چند که در دهه 1980 میلادی، فعالیتهای مربوط به حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی به دلیل رکود اقتصادی کاهش یافت. (مولاکو، 57:2008)اما تلاشهای جدی برای توسعه تعلیم و تربیت غیررسمی در کنیا از زمانی آغاز شد که «برنامه آموزش برای همه»در کنفرانس جهانی تعلیم و تربیت در سال 1990 مطرح گردید. در این زمان پاسخ به نیازهای مربوط به یادگیریهای مهارتهای پایه در چارچوب تعلیم و تربیت غیررسمی مورد توجه قرار گرفت و برنامهریزیهای لازم نیز انجام گردید. (تامپسون، 2:2001) تا اینکه در سال 1998 بر اساس سیاستهای اتخاذی دولت، این نوع تعلیم و تربیت بر عهده وزارت کار و توسعه منابع انسانی گذاشته شد، و باعث گردید تا حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی شروع به رشد و توسعه نماید. (مولاکو ، 57:2008) صاحبنظران عرصه تعلیم و تربیت غیررسمی در کنیا معتقدند که اگرچه کنفرانس جومتین1990 در کنیا عامل مهمی در ترغیب این کشور برای گسترش تعلیم و تربیت غیررسمی بود، اما دلیل اصلی توجه به این نوع تعلیم و تربیت و توسعه آن، احساس نیاز به اقدام اساسی در پاسخگویی به نیازهای تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان و جوانانی بود که تعداد آنها در حال افزایش بود. (تامپسون، 16:2001) امروزه سیستم تعلیم و تربیت کنیا، تعلیم و تربیت غیررسمی را برنامهای میداند که باید به افراد آموزشهای مورد نیاز را ارائه نماید، آموزش مداوم را تحقق بخشد، به شکلی متناوب و جایگزین، پوشش دهنده کمبودها و نقصهای تعلیم و تربیت رسمی باشد و تلاش نماید تا با ارائه برنامههای مختلف به نیازهای یادگیری یادگیرندگانی که از جریان تعلیم و تربیت رسمی خارج شدهاند و یا اصلاً وارد آن نشدهاند، پاسخ دهد. (تامپسون،25:2001)وزارت کار و توسعه منابع انسانی کشور کنیا پس از آنکه عهده دار امر تعلیم و تربیت غیررسمی شد، اقدامات مختلفی انجام داد. این وزارت در برنامه استراتژیک پنج ساله خود که از سال 2005 تا 2010 بود، برنامهای حمایتی برای بخش آموزش و پرورش تدوین نمود که در آن از کمکهای همه نهادها از جمله سازمانهای مردم نهاد استفاده گردید. در این برنامه حیطههای متعددی برای سرمایهگذاری بخشهای مختلف مدنظر قرار گرفت که از جمله آنها، حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی با استفاده از سازمانهای مردم نهاد بود. (باندی، 20:2011) همچنین وزارت کار و توسعه منابع انسانی چارچوبهای زیر را برای تسهیل جریان تعلیم و تربیت غیررسمی تعیین نمود:
1- توسعه و اجرای برنامه درسی آموزشهای غیررسمی.
2- تصویب و انتشار رهنمودهایی برای حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی در سطح ملی.
3- توسعه توانمندیهای وزارت آموزش و پرورش برای ایجاد هماهنگی، نظارت و ارزشیابی از مراکز و مدارس فعال در زمینه تعلیم و تربیت غیررسمی.
4- حمایت از آموزشهای ابتدایی آزاد، معلمان، کارآموزی معلمان، بهبود برنامه درسی، نظارت و ارزیابی، استانداردسازی و تضمین کیفیت.
5- به روز رسانی و گسترش مراکز و مدارس فعال در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی.
6- ایجاد پایگاههای اطلاعاتی در حوزه توسعه تعلیم و تربیت غیررسمی و تقویت ارتباط آن با سیستم اطلاعات مدیریت آموزشی در کشور. (مولاکو، 59:2008)
وزارت کار و توسعه منابع انسانی و علوم و فناوری، در راستای مأموریت خود در زمینه گسترش تعلیم و تربیت غیررسمی، در همکاریهای متقابل با سایر شرکایی که حاضر به همکاری در این حیطه بودند، ارائه و حمایت از انواع مختلف برنامههای آموزشی را برای ایجاد فرصت برابر آموزشی برای همه افراد جامعه در دستور کار خود قرار داد. این همکاران شامل دفتر همکاریهای فنی آلمان، یونیسف، آژانس توسعه کانادا، وزارت کار و توسعه منابع انسانی، سازمانهای مردم نهاد، دانشگاهها و سازمانهای جامعه – محور بودند که همکاری آنها شامل ایجاد امکانات و ارائه آموزشهای گوناگون، پژوهش، مطالعه و تجزیه و تحلیل تجارب موفق بود. (تامپسون، 2:2001)
در این کشور سازمانها، انجمنها و افراد مختلفی نیازهای آموزشی خارج از مدرسه کودکان و بزرگسالان را تحت پوشش قرار میدهند. در طول دهه 2000-1990 این سازمانها و مؤسسات در قالب مدارس غیررسمی، مدارس غیر یکپارچه و مدارس در محلات پرجمعیت، رشد چشمگیری داشتهاند. به طورکلی در کشور کنیا چهار طبقه و گروه از مؤسسات عهده دار ارائه تعلیم و تربیت غیررسمی برای کودکان بین 6 تا 17 سال هستند که عبارتاند از:
1- مراکز تعلیم و تربیت دینی: فراهم کننده آموزشهای دینی به ویژه اسلامی.
2- مدارس ابتدایی غیررسمی: ارائه کننده برنامههای درسی ابتدایی همراه با آموزش مهارتهای مختلف.
3- مراکز آموزش بزرگسالان: تأمین کننده فرصتهای یادگیری در زمینه دانش کارکردی و کاربردی.
4- مراکز آموزش مهارتهای مختلف: فراهم کننده مهارتهای گوناگون حرفهای و فنی. (تامپسون، 17:2001)
گروههای هدف در سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی در کشور کنیا که شامل کودکانی مانند کودکان کار، کودکان خیابانی، بزهکاران نوجوان که از تحصیل محروم ماندهاند و کودکانی که دوست دارند در ضمن کار کردن درس نیز بخوانند، کودکان، جوانان و بزرگسالان خواهان افزایش سطح سواد مهارتهای فنی و حرفهای و همچنین مادران نوجوان هستند که دولت تلاش میکند تا پاسخ مناسبی به تأمین نیازهای آموزشی آنها ارائه نماید. این هدف و ضرورت به دلیل آن است که در کشور کنیا حدود 7/1 میلیون کودک، نوجوان و جوان به دلایل مختلف اجتماعی و اقتصادی قادر به تحصیل در سیستم تعلیم و تربیت رسمی نیستند. (مولاکو، 57:2008)
موفقترین تجربه در کشور کنیا در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی، "برنامه تعلیم و تربیت پایه موسوم به آندوگا" است که در سال 1978 برنامه ریزی و اجرا گردید و هدف آن ارائه آموزشهای سوادآموزی و حرفهای به کودکان خیابانی و غیر برخوردار مناطق محروم بود. کشور کنیا در زمینه ارائه و توسعه تعلیم و تربیت غیررسمی خود با مشکلات گوناگونی نیز مواجه است. از جمله این مشکلات آموزش نامناسب معلمان، کمبود منابع مالی، فقدان مبانی قانونی و عدم ثبت مؤسسات متولی حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی توسط وزارت کار و توسعه منابع انسانی میباشد. (تامپسون، 30:2001)
کشور آلمان
کشور آلمان با نام رسمی جمهوری فدرال آلمان کشوری در اروپا، پایتخت آن برلین و با جمعیتی معادل ۸۲ میلیون نفر، پرجمعیتترین کشور قاره اروپا میباشد. این کشور دارای نظام سیاسی جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی است و هم اکنون یکی از صنعتیترین کشورهای جهان و به عنوان ثروتمندترین عضو اتحادیه اروپا محسوب میشود. نرخ باسوادی در این کشور 99% است. حدود ۴۰ میلیون نفر از جمعیت این کشور مشغول به کار هستند و 1/2میلیون نفر نیز فاقد کار میباشند. (ویکی پدیا) آموزش، علم و تحقیق نقش اساسی در توسعه این کشور دارند و به همین دلیل در زمینه علمی دستاوردهای آلمان بسیار مهم و چشمگیر بوده است به طوری که اساس توسعه کشور بر اساس یک اقتصاد دانش- محور بنا شده است. کشور آلمان در سطح جهانی نیز نقشی مسئولانه در اجرای برنامههای آموزشی و بازآموزی ایفاء میکند. در کشور آلمان تعلیم و تربیت غیررسمی به کلیه آموزشهای خارج از مدرسه اطلاق میشود که باعث گسترش سطح دانش، نگرش، مهارتها و قابلیتها و شایستگیهای افراد میشود. این نوع آموزشها در آن کشور سابقهای دیرینه دارد، اما ظهور رسمی آن همزمان با انقلاب صنعتی اتفاق افتاد. زیرا با گسترش صنعتی شدن، نیاز به توسعه آموزش برای ایفای نقشهای شغلی بیشتر شد. به علاوه، سیستم تعلیم و تربیت رسمی قادر به پاسخگویی همه جانبه نبود. لذا تعلیم و تربیت غیررسمی به عنوان ابزاری برای فراگیری دانش و مهارت مورد نیاز شغلی و اجتماعی محسوب گردید. روند مذکور همراه با گسترش فنّاوری ارتباطات، منجر به توسعه مستمر تعلیم و تربیت غیررسمی شد و سازمانها و مؤسساتی در این حوزه، مسئولیت تعلیم و تربیت غیررسمی را بر عهده گرفتند. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،91:1394)بر اساس سند «استراتژی آموزش برای توسعه پایدار 2015» کشور آلمان (2013)، هدف عمده از تعلیم و تربیت غیررسمی کمک به توسعه پایدار میباشد. بنابراین تعلیم و تربیت غیررسمی بخشی مستقل و مهمی از تعلیم و تربیت این کشور است که آموزشهایی را به کودکان، نوجوانان، جوانان و بزرگسالانی که خارج از سیستم تعلیم و تربیت رسمی از سطح پیش دبستانی تا آموزش عالی هستند، ارائه میکند. در این راستا، این عقیده بر سیستم تعلیم و تربیت آلمان حاکم است که دنیایی که تغییرات سریع و پیچیده ویژگی غالب آن محسوب میشود و تغییرات به دلیل جهانیشدن به سرعت همه جا را فرا میگیرد، تعلیم و تربیت غیررسمی به عنوان ابزار انطباق و توسعهدهنده مهارتها، دانشها و نگرشهای افراد متناسب با این تغییرات، اهمیت به سزایی دارد. در این شرایط مؤسسات ارائه دهنده تعلیم و تربیت غیررسمی بایستی مسئولیت ایجاد فرصتهای یادگیری جدید را از طریق استفاده از روشها، دانشها، فناوریها و آموزشهای نو فراهم سازند، تا کارکردهای آموزشی خود را به خوبی محقق کنند. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،92:1394)سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی در کشور آلمان آموزشهای مختلفی در زمینه اجتماعی، فرهنگی، هنری، علمی، فنی و حرفهای ارائه میکند. اما آموزشهای حرفهای و کارآموزی یکی از مهمترین حیطههای تعلیم و تربیت غیررسمی در این کشور محسوب میشود، که اغلب توسط بخش خصوصی انجام میشود. (سیدل و همکاران، 8:2008) در حیطه تعلیم و تربیت غیررسمی کشور آلمان دو هدف اساسی زیر پیگیری میشود:1- ارائه آموزشهای مازاد و افزونتر برای گسترش و حفظ انطباق دانش و مهارت افرادی که دارای مهارتهای کافی و تجارب کاری مناسب در شغل خود هستند، تا بدین وسیله انطباق دانشی و مهارتی را با حرفه خود حفظ کنند.
2- بازآموزی حرفهای که منجر به افزایش دانش و مهارت افرادی میشود که یا بی کار بوده و یا در شغل خود از دانش و مهارت مناسبی برخوردار نیستند. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،92:1394)
بنابراین هدف از بازآموزی، توانمندسازی کارکنانی است که یا تواناییهای لازم را ندارند، یا به دلایلی مجبوربه تغییر حوزه کاری خود شدهاند، و اغلب این نوع آموزشها در سازمانها و شرکتها اتفاق میافتد. در ارزیابیهایی از این نوع آموزشها، بیشتر بر مواردی مانند شایستگی کادر آموزشی، قابلیتهای مدیریت و رشد مهارتهای افراد آموزش دیده در زمینههای کاری مانند یادگیری کار تیمی، ارتباطات، مهارتهای حرفهای مورد نیاز، توانایی کار تحت فشارهای مختلف، توانایی خلاقیت و نوآوری در کار و انگیزش مدنظر قرار گیرد. (سیدل و همکاران، 57:2008)
یکی از عرصههای تعلیم و تربیت غیررسمی در آلمان که به آن اهمیت زیادی داده میشود، آموزشهای هنری است که توسط سازمانهای مختلف مانند مؤسسات آموزش هنری، مؤسسات فرهنگی و جوانان، انجمنهای مختلف، سازمانهای مختلف فعال در عرصه هنری ارائه میشود و دانش و مهارت و تجارب مختلف هنری را برای هنرجویان فراهم میکند. در این کشور تعلیم و تربیت غیررسمی نشان از یک قابلیت نوآورانه در عرصه تعلیم و تربیت دارد و سازمانها و مؤسسات مختلفی مانند مؤسسات بخش دولتی، مراکز زیست محیطی، کانونها، کلیساها، اتحادیهها، مؤسسات تجاری و کسب و کار، سازمانهای مردم نهاد، دفاتر کاری، انجمنهای حرفهای و بازرگانی، مؤسسات رفاه اجتماعی، دانشگاهها و نظایر اینها به آن میپردازند. مؤسسات تعلیم و تربیت غیررسمی در کشور آلمان به دو دسته مؤسسات عمومی و مؤسسات تخصصی تقسیم میشوند. مؤسسات عمومی برای پر کردن اوقات فراغت افراد مانند اتاقهای بازی و نظایر اینها هستند که به نیازها و علایق مختلف گروههای سنی مختلف پاسخ میدهند، ایجاد شده و مؤسسات تخصصی به دامنه محدودی از نیازها و علایق مانند هنر یا علم و فنّاوری پاسخ میدهند.. مهمترین گروههای فعال در ارائه آموزشهای تخصصی، مؤسسات بخش خصوصی است.در کشور آلمان این اعتقاد وجود دارد که سیستم تعلیم و تربیت رسمی و غیررسمی مکمل یکدیگرند و باید به هر دو آنها به نحو هماهنگ و یکپارچه توجه شود. یکی از مهمترین نشانههای توجه به این موضوع، اجرای پروژه SYWP میباشد که در حال حاضر در مدارس مختلف در حال اجراست. هدف اصلی این پروژه، کار با جوانان و مدارس و با همکاری یکدیگر، در راستای بهبود استفاده از فرصتهای اوقات فراغت جوانان و کودکان میباشد. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،93:1394)
کشور کانادا
کانادا کشوری در شمال قاره آمریکای شمالی و دومین کشور پهناور جهان است که بخش زیادی از آن به دلیل سرمای هوا و نزدیکی به قطب شمال، خالی از سکنه است. پایتخت سیاسی این کشور شهر اتاوا میباشد. ساختار حکومت در کانادا از پادشاه یا ملکه بریتانیای کبیر، دولت فدرال، دو مجلس سنا و عوام، دولتهای ایالتی و فرماندار کل که به عنوان نماینده ملکه الیزابت ایفای نقش میکند، تشکیل شده است. این کشور تا سال ۱۷۱۳ مستعمره فرانسه بود و پس از آن نیز کشور انگلیس کنترل آن کشور را به دست گرفت تا اینکه سرانجام در قرن نوزدهم استقلال پیدا کرد. با اینکه کانادا دومین کشور بزرگ دنیا است، ولی جمعیت نسبتاً کمی دارد. جمعیت کانادا بر طبق آخرین گزارش اداره آمار کانادا، تقریباً اندکی بیش از سی و پنج میلیون نفر است که بیشتر آنها در سنین پیری به سر میبرند. کانادا از نظر صنعت و فناوری کشوری پیشرفته است و سیستم اقتصادی آن به شدت به بخش بازرگانی و داد و ستد با ایالات متّحده آمریکا وابسته است. 99% درصد جمعیت کشور کانادا باسواد هستند. نرخ بیکاری در این کشور 9/6 درصد و دلیل عمده بیکاری نیز بدی و نامناسب بودن شرایط کاری میباشد. (ویکی پدیا) به لحاظ تاریخی تعلیم و تربیت غیررسمی از سال 1983 در کشور کانادا مورد توجه قرار گرفته است. (کارن و کارر هیل، 29:1991) پس از سال 1998 بود که دولت با تدوین و اجرای استراتژی توسعه آموزش سوادآموزی بزرگسالان و کودکان، تلاش جدی خود را در زمینه تعلیم و تربیت غیررسمی آغاز نمود. و هچنین در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی رسیدن به توسعه پایدار از مهمترین اهدافی میباشد که به طور گسترده در اسناد سیاستگذاری، طرحهای عملیاتی و چارچوبهای تعیین شده توسط دولت و دیگر دستگاهها در سراسر کانادا پیگیری میشود. به همین دلیل، مهمترین هدف این کشور در سیستم تعلیم و تربیت رسمی و نظام تعلیم و تربیت غیررسمی کمک به توسعه پایدار این کشور است. (باتلر و همکاران، 1:2007) چرا که یکی از راههای اساسی پاسخگویی به تغییرات پر شتاب دنیای کنونی، استفاده از سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی و ایجاد زمینه پذیرش هر چه بیشتر از سوی آحاد جامعه است. (باتلر و همکاران، 2:2007)به طورکلی، کشور کانادا استراتژیها و سیاستهای ویژهای در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی به ویژه آموزش بزرگسالان دارد. بر اساس این استراتژیها، هر یک از وزارتخانهها ملزم به طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامههای مربوط به آموزشهای بزرگسالان و توسعه قابلیتهای آنان میباشند. از سال 2008 نیز این گونه سیاستها و استراتژیهای خاص در حوزه آموزش بزرگسالان توسعه افزونتری یافت و بیشتر مدنظر قرار گرفت. متولیان امور تعلیم و تربیت غیررسمی کشور کانادا انجمنها، سازمانها و مؤسسات مختلف دولتی، سازمانهای مردم نهاد و بخش خصوصی میباشند. مضافاً، مواد و ابزارهای لازم برای ارائه دورههای آموزشی در سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی از طریق بخشهای مختلف دولتی، دانشگاهها، سازمانهای مردم نهاد، موزهها و دیگر سازمانها تأمـین میشـود. در این راسـتا نیز وبسایتهای مختلفی طراحی شده است که میتواند عرصه تعلیم و تربیت غیررسمی را در این کشور مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهد. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،111:1394)انواع برنامههای ارائه شده در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی شامل برنامههای آموزش مهارتهای پایه، برنامههای مختلف آموزش برای حوزه بزرگسالان، آموزش زبان دوم به ویژه زبانهای انگلیسی و فرانسه، برنامههای سواد - آموزی، کار- آموزی و آموزشهای فنی و حرفهای، آموزشهای ضمن خدمت، آموزشهای اجتماعی، آمورشهای مربوط به محیط زیست و نظایر اینهاست. (ایتن، 2010:14)
یکی از برنامههای تعلیم و تربیت غیررسمی در این کشور طرحهایی تحت عنوان "برنامههای جوانان جهانی کانادا" میباشد که به منظور کمک به جوانان در شناخت ارزشها و اصول جامعه، شناخت سایر فرهنگها، و ارتقاء سطح مهارتهای ارتباطی و رهبری آنان طراحی شده است. تمرکز اصلی این برنامهها بر حوزههایی مانند آموزش بهداشت، سلامتی، مسائل محیط و رشد احساس مسئولیت اجتماعی در آنان است. یکی دیگر از این نوع برنامهها، برنامههای آموزش نیروی انسانی است که اغلب توسط انجمنها و اتحادیههای مختلف انجام میشوند. این آموزشها اغلب ارتباط پویایی با زندگی جاری و توسعه فرآیندهای سازمانی دارد. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،111:1394)آموزشهای حرفهای یکی از انواع برنامههایی است که در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی قرار میگیرد و عمدتاً برای ارتقاء سطح تواناییهای افراد و یا بازآموزی نیروی کار انجام میشود. لذا اغلب به شکل دورههای ضمنخدمت، کارآموزی و یا برگزاری کارگاه و همایشهاارائه میگردد. (لیوینگ استون، 3:2001) یکی دیگر از مهمترین انواع آموزشها در سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی آموزشهای محیطی است که شامل فعالیتهای سازمانیافته آموزشی است که خارج از نظام تعلیم و تربیت رسمی صورت میگیرد و اغلب توسط سازمانهای اجتماعی، گروههای جوانان، موزهها، باغ وحشها، مراکز مطالعات مسائل علمی و مراکز طبیعی، نظری و امثال اینها ارائه میشود. هدف از آموزشهای مذکور، کمک به توسعه پایدار این کشور میباشد که یکی از مهمترین اهداف ارائه برنامههای مختلف تعلیم و تربیت در این کشور است. گروههای هدف در سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی کانادا گروهها و اقشاری مانند جوانان و نوجوانان، بزرگسالان، افراد بومی، بیکاران، افراد با ناتوانیهای خاص، مهاجران و نظایر اینها هستند. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،112:1394)دامنه سنی افراد شرکت کننده درآموزشهای مربوط نظام تعلیم و تربیت غیررسمی کودکان تا کهنسالان را در بر میگیرد. (ایتن، 6:2011)در طول دهههای اخیر آموزش بزرگسالان به عنوان یکی از عرصههای مهم آموزش که قبلاً بیش از 80% درصد از سهم آموزشها در سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی کشور کانادا را به خود اختصاص میداد، رو به افول نهاده است. زیرا از یک سو جمعیت این کشور رو به پیری نهاده است، و از سوی دیگر هزینههای این آموزشها بسیار سنگین است. لذا اغلب مشارکت کنندگان در این دورهها شاغلین، افراد با تحصیلات عالیه و دارای تخصص و مهارت هستند. در حالی که افراد بومی با درآمدهای اندک، افراد دارای ناتواناییهای خاص و افرادی که سیستم آموزش رسمی را زود ترک نموده و از آن بهرهای نبردهاند، مشارکت چندانی در این نوع آموزشها ندارند. (کربای و همکاران، 67:2009) به علاوه، کشور کانادا در سیستم تعلیم و تربیت غیررسمی خود به ویژه در حوزه آموزشهای مربوط به حوزه بزرگسالان و توسعه تواناییهای آنان با چالشهای مختلفی به شرح زیر روبرو است:
1- مشکلات در حوزه سیستم ارزیابی، ارزشیابی و گردآوری اطلاعات.
2- چالشهای مرتبط با مقوله کیفیت بخشی و اعتبار سنجی آموزشها و یادگیریهای غیررسمی.
3- مشکلات موجود در ایجاد هماهنگی در ارائه برنامهها.
4- چالش بودجه و تأمین اعتبارات مالی.
5- سطح پایین قابلیتها و توانایی ارائه کنندگان آموزشهای غیررسمی.
6- مشکلات درخصوص مشارکت و همکاری شهروندان در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی.
7- چالشها و مشکلات مرتبط با برنامه ریزی آموزشهای متناسب با مقتضیات فرهنگی.
8- مشکلات در خصوص افزایش دسترسی همگانی به آموزشهای غیررسمی.
9- موانع در خصوص تأمین و رفع نیازهای متنوع یادگیرندگان. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،113:1394)
کشور استرالیا
کشور مشترک المنافع استرالیا، کشوری توسعه یافته در نیمکره جنوبی و در قاره استرالیا و ششمین کشور پهناور جهان است. استرالیا یکی از کشورهای عضو گروه کشورهای مشترک المنافع یا همسود است که در سال ۱۹۰۱ از بریتانیای کبیر استقلال یافته است. این کشور دارای حکومت پادشاهی مشروطه است و پایتخت آن شهر کانبرا و جمعیت آن تقریباً بیست و سه میلیون نفر میباشد. استرالیا کشوری توسعه یافته با اقتصاد متکی بر بازرگانی و کشاورزی است و نرخ سواد در آن 99% درصد و نرخ بیکاری نیز 2/5% درصد میباشد. (ویکی پدیا) در کشور استرالیا عرصه تعلیم و تربیت غیررسمی همزمان با عرصه تعلیم و تربیت رسمی در طول سالهای 1982 به بعد رشد کرد. اما توجه ویژه به این مقوله پس از سالهای بعد از جنگ جهانی دوم افزایش یافت. به گونهای که در دهه 1970 میلادی تعلیم و تربیت غیررسمی به عنوان یکی از شیوههای پاسخگویی به نیازهای آموزشی زنان و مردان شاغل و کودکان طبقه محروم که امکان تحصیل در سیستم تعلیم و تربیت رسمی را نداشتند، در نظر گرفته شد. (لیووک، 1:2006) یکی از استراتژیهای مورد تأکید کشور استرالیا برای توسعه این کشور سرمایه گذاری در امر تعلیم و تربیت است، به گونهای که فرصت بهرهمندی از آن برای همه افراد جامعه وجود داشته باشد. به منظور تحقق هدف مذکور، یکی از بخشهای مورد تمرکز این دولت سرمایهگذاری در بخش تعلیم و تربیت غیررسمی است. در این باره متخصصان و صاحب نظران بر این باوراند که به منظور عملیاتی شدن این مهم، نیاز به ایجاد و تولید دانش جدید، توسعه سیستمهای اطلاعاتی - آموزشی و ارزیابی نتایج حاصله در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی میباشد. چرا که در زمینه تعلیم و تربیت غیررسمی در کشور استرالیا اطلاعات اندکی وجود دارد، در حالی که این اطلاعات برای سیاستگذاری در حیطه آموزش و سایر حوزهها ضروری است. با این حال، یکی از اهداف مهم دولت استرالیا دسترسی بیشتر و توسعه و بهبود کیفیت تعلیم و تربیت غیررسمی است، تا بدین وسیله کیفیت زندگی افراد جامعه افزایش یافته و با توانمندتر نمودن هرچه بیشتر آنان، آیندهای پایدار را برای جامعه فراهم سازد. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،108:1394)سازمان تحقیقات صنعتی و علمی در کشور استرالیا به عنوان یکی از نمایندگان دولت در حوزه تعلیم و تربیت غیررسمی است. این سازمان مراکزی را در سطح کشور دایر کرده است و برنامههایی در زمینه آموزش علوم مختلف به دانش آموزان، والدین و معلمان ارائه مینماید و حتی آنها را برای مشارکت در انجام تحقیقات علمی نیز آماده میکند. هدف این سازمانها رشد تفکر علمی و شفافسازی چگونگی بهکارگیری روشهای علمی در امور زندگانی و دنیای واقعی است. (کوهن و همکاران، 5:2009) در کشور استرالیا این عقیده وجود دارد که تعلیم و تربیت غیررسمی، تنها منحصر به قشر محروم نیست و همه افراد جامعه بایستی از آن بهرهمند گردند. لذا سازمانها و مؤسسات مختلفی به عنوان فعالان این عرصه مشغول به فعالیت هستند که برخی از آنها شامل وزارتخانهها، سازمانهای غیرانتفاعی و یا انتفاعی خصوصی، سازمانهای روستا- محور، سازمانهای خدماتی ملی، اتحادیهها، ارائه کنندگان خدمات با علایق و منافع خاص و تأمین کنندگان آموزشهای مدرسه- محور میباشند. یکی از نکات مهم در زمینه فعالیتهای کشور استرالیا در حوزه تعلیم و تربیت به ویژه تعلیم و تربیت غیررسمی، همکاری و ارائه کمکهای مختلف به کشورهای مختلف منطقه اقیانوسیه و آسیا میباشد. عمده این کشورها، کشورهای در حال توسعه هستند و هدف از این اقدام کمک به کاهش فقر، ایجاد ثبات اقتصادی در منطقه، افزایش فرصت یادگیری برای همه و در نهایت پیگیری اهداف بشردوستانه میباشد. البته در این راه از کمک سازمانهای مردم نهاد، بخش خصوصی، سازمانهای اجتماعی و دولتهای آنان نیز استفاده میگردد .
تعلیم و تربیت غیررسمی در استرالیا در حیطههای مختلفی صورت میگیرد. برخی از انواع برنامههای ارائه شده در این حوزه شامل برنامههای آموزشی برقراری شانس مجدد، برنامه تعلیم و تربیت برای تأمین عدالت اجتماعی، فعالیتهای توسعه فردی، تداوم آموزشهای فرهنگی، آموزشهای تکمیلی و آموزشهای حرفهای میباشند. در کشور استرالیا این اعتقاد وجود دارد که سرمایه گذاری در آموزش به ویژه آموزشهای فنی و حرفهای و آموزشهای مداوم مستمر ضمن خدمت کارکنان، کلید افزایش قابلیت کارکنان و در نتیجه ارتقاء بهرهوری آنان است. لذا در دهههای اخیر تلاشهای زیادی برای آمادهسازی افراد در سن اشتغال و کارکنان شاغل صورت گرفته است. این گونه آموزشها بیشتر در قالب برنامههای کارآموزی یا برنامههای آموزشی ضمن خدمت در شرکتها، سازمانها و بخش صنعتی و تجاری انجام میشود. در این کشور دولت اولویتهای یادگیری کارکنان و سازمانها را مشخص مینماید و آموزشهای غیررسمی بر اساس آن در سازمانها ارائه میشود. با این کار نه تنها به رشد مهارتها و دانش کارکنان کمک میشود، بلکه باعث افزایش رشد صنعتی و پیشرفت کشور نیز میگردد. (مرزوقی؛حیدری وکشاورزی،109:1394)
سلام. به وبــلاگ پـــویـــش خوش آمدید.