بارالها…
از كوي تو بيرون نشود
پاي خيالم
نكند فرق به حالم ....
چه براني،
چه بخواني…
چه به اوجم برساني
چه به خاكم بكشاني…
نه من آنم كه برنجم
نه تو آني كه براني..
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهی
ویژگی های انسان از دیدگاه سعدی
انسان، موضوع تعلیم وتربیت واز مبانی بنیادین آن به شمار می رود. در ذیل ویژگی های انسان از دیدگاه سعدی که بیانگر دیدگاه تربیتی اوست بیان می شود.
1-داشتن طبعی تربیت پذیر
سعدی به تفاوت های طبایع(ج طبیعت،سرشت ها،نهادها)توجه کرده و طبیعت برخی را تربیت پذیر و عده ای دیگر را تربیت ناپذیر دانسته و همه را براساس تقدیرات الهی و سرنوشت جبری توجیه کرده است.
ابیات زیر از گلستان سعدی بیانگر این دیدگاه است:
چون بود اصل گوهری قابل / تربیت را در او اثر باشد (تربیت پذیر)
خر عیسی گرش به مکه برند / چون بیاید هنوز خر است (تربیت ناپذیر)
هرچند سعدی اشعری مسلک است(اشاعره در معنای عام به سنت گرایان یا اهل سنت وجماعت گفته میشود.آنان دربرابر خرد گریان معتزلی قرار داشتند ونقل(قرآن وسنت)را بر عقل ترجیح می دادند)و این نگرش در آثار او بخوبی آشکار است اما پاره ای از سخنان او اشاره به تربیت پذیری همه آدمیان دارد.او در حوزه تربیت معتقد است که مربی باید از همان آغاز کودکی در تربیت فرد بکوشد،چون کودک به مانند چوب تر انعطاف پذیر است.
2- شرگرایی یا(گرایش به شر)
از دیدگاه سعدی گرایش نفس آدمی به شر و فساد و تباهی یکی دیگر از ویژگی های اوست و به طور غریزی از آنچه مانع خواسته هایش باشد نفرت دارد. و در صورتی که با او مدارا کنی با تو مخالفت بیشتری می کند و به سادگی فرمان الهی را قبول نمی کند. گلستان سعدی : مراد هر که بر آری مطیع امر تو گشت / خلاف نفس که فرمان دهد چو یافت مراد!
3- عقل و اندیشه
سعدی عقل و اندیشه را فصل ممیّز (جداکردن،فرق گذاشتن) و موجب برتری انسان بر سایر حیوانات دانسته است. بیت زیر از او بیانگر این نگرش است.
تو به عقل از دواب(حیوانات،چهارپایان) ممتازی / ور نه ایشان به قوّت از تو بهند
او عقل را اولین مخلوق خداوند ، چراغ راه هدایت و معیار مسئولیت پذیری و ملاک ثواب و عقاب دانسته، و آن را بر عشق مقدم داشته است. او عقل را چراغ راه و عشق را مقصد راه و هر دو را برای آدمی مقدور دانسته است.
4- عشق
به نظر سعدی عشق بوی آشنایی،امید وصال،عامل حیات و برتر از عقل است.(برتر اما مقدم نه)
پس اگر در دل انسان عشق به خداوند نباشد او نه تنها انسان نیست، حیوان هم نیست؛بلکه در پایه جماد است.
هر آدمی که بینی از سرّ عشق خالی / در پایه جماد است ، او جانور نباشد
5- خدا جویی
سعدی بر این باور است که در درون آدمی گوهری وجود دارد که او را به خدا می رساند به شرطی که خودپرستی را کنار بگذارد و از آدمی تا خدا بیش از یک قدم راه نیست.سعدی بر اساس این نگرش که آدمی خداجوست و دل او جای خداوند است توصیه می کند که دل و جان باید پاک بماند تا حقایق هستی بر آن بتابد.
سعدی حجاب نیست ، تو آینه پاک دار / زنگار خورده چون بنماید جمال دوست
6- اجتماعی بودن
سعدی جامعه بشری را مانند اندام یک انسان می بیند که همدردی جزو ذات و نشانه آدمیت است و هرگز رنگ، نژاد،پیوند و وطن نمی شناسد. و هر کس از این فضیلت بی بهره است آدم نیست.
بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار / دگر عضو ها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی
اهداف تعلیم تربیت
سعدی با استناد به آیات قرآن و روایات نبوی(ص) اهداف تعلیم و تربیت را شامل موارد ذیل می داند. انقطاع الی الله(یعنی هر چه غیر خداست را از قلب خود خارج کند)، پرورش روح،سلامت بدن و سازگاری اجتماعی.
می توان نتیجه گرفت از نظر سعدی تربیت دینی بسیار اهمیت دارد.
اصول تعلیم و تربیت از دیدگاه سعدی
1- اصل توجه به ذوق و استعداد متربیان(تربیت شوندگان)
سعدی در باب های مختلف گلستان به شناساندن طبع ها، استعداد ها و روحیات مختلف مردم پرداخته است و متناسب با آن به نصیحت و تربیت در آنها همت گماشته است. و ادعا دارد، بنیان نظم و نثرش بر پایه
«و کَلّمِ الناس علی قَدرِ عقولهم» است. او بر اساس این اصل بیان می کند که نخست باید روحیات ، خلقیات ، توانایی ها و استعداد ها کشف شود و سپس سخن مناسب گفته شود و به ترتیب توانایی ها اقدام گردد.
2- اصل رعایت تدریج و تداوم در فرایند تربیت
از منظر سعدی رعایت این اصل در فرایند تربیت ضروری است. زیرا شخصیت و شاکله ی آدمی به تدریج ساخته می شود و استحکام می یابد و ساختار شخصیتی را بوجود می آورد. سعدی بر این باور است که تدریج و تداوم از اصول مسلم تربیت نفس است.
به چشم خویش دیدم در بیابان / که آهسته سبق(پیشی گرفت)برد از شتابان
سمند باد پای از تک فرو ماند / شتر بان همچنان آهسته می راند
3- اصل ابراز محبت به متربیان
سعدی معتقد بود که نه تنها انسان درخور محبت است، بلکه همه موجودات زنده حق دارند که مورد مهرورزی قرار گیرند و محبت را برای آدمی بال پرواز بسوی کمال، عامل نفوذ و تاثیرگذاری و سیتره بر دلها و تهی شدن از کینه ها و عامل جذب و جلب دوست و دشمن دانسته است.
به اعتقاد او این محبت و دلبستگی متقابل معلم و متعلم باعث می شود که بدون پرده پوشی عیب ها وکاستی ها بیان گردد و راه کمال هموار شود.
دیدگاه تربیتی خواجه نصیر الدین طوسی
اصول تربیت از دیدگاه خواجه نصیر
1- اصل خرد پروری
خواجه اعتقاد به سه قوه یا نفس داشته است:
الف- قوه غضبی یا نفس سبعی(نفس لوامه)
ب- قوه شهوی یا نفس بهیمی(نفس اماره)
ج- قوه ناطقه یا نفس ملکی(نفس مطمئنه)
او معتقد بود از این سه فقط قوه ی ناطقه ویژه ی انسان است و او را از دیگر جانوران متمایز می کند و ویژگی اصلی آدمی قوه ی نطق یا خرد اوست و برتری او بر جانوران فقط در به کار بردن خرد است وگرنه در جنبه های دیگر نه تنها از آنها متمایز نیست بلکه از آنها ناقص تر و ناتوان تر است.
2- اصل تداوم تهذیب
خواجه معتقد بود که در سایه ی تهذیب و تربیت خرد انسان می تواند به کمال برسد و اعتقاد داشت هیچکس به فضیلت مفطور(هیچکس با فضیلت خلق نشده است)و فضلیت نتیجه و ثمره تهذیب قوا است.
3- اصل اعتدال و یا میانه گزینی در تهذیب قوا
خواحه نصیر اعتقاد داشت که در تربیت هر یک از نفسها یا قوا فضیلتی بوجود می آید که به شرح ذیل است:
تربیت نفس ملکی یا قوه ناطقه فضلیت دانایی یا حکمت
تربیت نفس سبعی یا قوه غضبی فضیلت شجاعت
تربیت نفس بهیمی یا قوه شهوی فضیلت عفت
از هماهنگی این سه فضیلت، فضیلت عدالت پدید می آید که برترین آنها است. نظر خواجه همان دیدگاه ارسطو درباره فضیلتهای اخلاقی است یعنی فضیلت را میانه می داند و کرانه های آن را رذیلت یا عیب.
|
جنبه افراط(رذیلت) |
میانه(فضیلت) |
جنبه تفریط(رذیلت) |
|
سفه(کم خردی) تهوّر(بی باکی) شره(حرص و طمع) ظلم(ستم) |
حکمت یا دانایی شجاعت عفت عدالت |
بله(ابله) جبن(ترس) خمود(خاموشی) انظلام(ستم)
|
(نمودار فضیلت ها و رذیلت ها)
4- اصل تعجیل در تربیت اخلاقی
خواجه معتقد بود پس از دوران شیرخوارگی قبل از آن که کودک اخلاق تباه را فرا گیرد باید تربیت اخلاقی او را آغاز کرد و در این کار باید:
* از طبیعت او پیروی نمود .
* باید کودک را از همنشینان بعد دور داشت و به ارزش کرامت آگاه کرد .
* باید او را از دروغ گفتن باز دارند و نگذارند گه سوگند یاد کند چه راست یا دروغ چون قبیح است.
* باید وظایف و سنن دین را به او آموخت و او را به انجام آنها وا داشت.
*نزد او باید از نیکان به نیکی یاد کرد و از بدان به بدی.
* باید او را به کار نیکی که کرده بستانید و اگر کار بدی کرده او را توبیخ صریح ننمایند. و او را در پنهانی سرزنش و نکوهش کنند.
* باید در تربیت اخلاق به کارهایی که به خویشتن داری و دوری از تجمل و لذت جویی می انجامند تاکید کرد.
مشخصات وب
سلام. به وبــلاگ پـــویـــش خوش آمدید. من مصطفی طاهــری گیــلدهی هستم. متــولد سال 1377 در شهـر زیـبای رشـت.
در حال حاضر در دانشــگاه فرهــنگیان و در رشته کارشناسی پیوسته آموزش ابتدایی مشغول به تحصیل هستم. این وبــلاگ را به منـظور اشتــراک گــذاری آثار خود ایجاد نمودم و امیدوارم مفید واقع شود. لطفـا با نظرات خود مرا در رفع کاستی هایم یـاری نـمـایـیـد. بــاتــشـکــر پــایـــیـــز 1397