چکیده: تربيت، عبارت است از فراهم آوردن زمينه ها و عوامل به فعليت رساندن يا شكوفا ساختن استعدادهاى بالقوه انسان در جهت رشد و تكامل اختياري او به سوي هدف هاي مطلوب و منطبق بر اصولى معين و برنامهاى منظم و سنجيده. تربیت از مسائل مهم و اساسی حیات بشر است. پیامبران الهی، مصلحین بزرگ بشری، فیلسوفان و مربیان بزرگ همه در اندیشه تربیت بشر بوده اند. این نوشتار، به روش توصیفی به تبیین چرایی تربیت، ضرورت و غایت آن و همچنین اهداف تربیت از دو منظر درون دینی و برون دینی پرداخته است.
واژگان کلیدی: تربیت، چرایی تربیت، ضرورت تربیت، غایت تربیت، اهداف تربیت، دین
مقدمه
«تربیت»، مفهوم بی پایان و بی کرانه ای است که تمامی شئون و ساحت های حیات انسانی را در بر می گیرد؛تربیت نه در حصار زمان محدود می شود و نه در قلمرو مکان می گنجد. فراتر از محیط،وسیع تر از عالم و ژرف تر از رفتار بیرونی و نهان و سرشت آدمی است. تربیت ریشه در هزاران نسل پیشین انسانی دارد و سایه تاثیر آن بر تمام نسل های پسینی نیز ادامه خواهد داشت. فرایند تربیت، در اقتصاد، مدیریت، سیاست، جنگ، صلح، هنر، ادبیات، تکنولوژی، دانش های انسانی، روابط اجتماعی، رشد و تعالی درونی ترین ویژگی ها، خصلت های روحی و روانی انسان ها رخ می نماید و برآیندهای مستقیم دارد. (هاشمی، 30:1388)
انسان موجودي قابل انعطاف و تربيت پذير است و نزول کتاب هاي آسماني و حضور انبيا بيانگر اين مهم است. انسان، شگفت انگیزترین آفریده خدای بزرگ و والاترین نشانه قدرت بی منتهای اوست. انسان، مستعد اتصاف به همه صفات و کمالات الهی است. او را خلق کرد تا به مقام قرب الهی و جانشینی خدا در زمین برسد و این سیر جز با تربیت صحیح محقق نخواهد شد. حقیقت انسان، ملکوتی است که با طی مراتب قوس نزولی در این عالم خاکی سکنی گزیده است و تربیت تنها راه دستیابی به آن حقیقت مقدس است. پیام آوران الهی آمده اند تا زمینه های این تحول بزرگ را در وجود انسان فراهم آورند و آنان را از این برهوت ظلمانی به نور هدایت رهنمون گردند. تردیدی نیست که اگر انسان بر اساس معیارهای الهی تربیت نشود در همان مرتبه حیوانیت باقی خواهد ماند. قرآن کریم و سنت بهترین راه تربیت را که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و نیازهای اوست، ارائه می کند. (رحیمی، 6:1385)
امام راحل «ره» در این زمینه می فرماید:
«اساس عالم بر تربیت انسان است. انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبیاء آمده اند برای این که این عصاره بالقوه را بالفعل کنند و انسان یک موجود الهی بشود که این موجود الهی تمام صفات حق تعالی در اوست و جلوه گاه نور مقدس حق تعالی است.»(خمینی، 153:1360)
ضرورت تربیت و جایگاه آن
انسان موجودی ترقی خواه و دارای استعداد کمال است و برای سیر تکاملی خویش نیازمند پیروی از یک روش تربیتی قوی و کامل می باشد و بدون آن انسان فاقد تربیت بوده و انسان تربیت نیافته فاقد همه چیز است. پس باید انسان در کنار پرورش و سلامت جسم خویش در تربیت روح و روان خویش بکوشد وگرنه ماهیت انسانی خویش را از دست خواهد داد. نکته دیگری که در اهمیت و ضرورت تربیت باید به آن اشاره شود، این که تربیت یک امر موقتی و سریع نیست، بلکه نیاز به زمان و صبر و بردباری دارد و استقامت و عشق و پشتکار می طلبد. تربیت یک انسان ممکن است سال ها طول بکشد و نتیجه زحمات پدران و مادران در مورد پرورش فرزندشان به سال ها وقت نیاز دارد. جواهر لعل نهرو می گوید:
در ظرف دو سال می توان ساختمان کارخانه ذوب آهن را به پایان برد ولی جهت ساختن و تربیت یک انسان کارآمد و مدیر برای این صنعت حداقل بیست سال وقت لازم است. (پاک نیا، 13:1382)
تعلیم و تربیت پیش از آنکه متکفل آبادانی جهان باشد، خانه دل و کاشانه نگاه آدمی را ویران می سازد و دیگر بار بر خرابه های آن بنایی نو برمی کشد. بنایی که ساختار آن با معماری پیشین متفاوت است. از این رو نمی توان جایگاه آن را در راستای دیگر سازمانهای اجتماعی، مدنی و حتی سیاسی قرار داد. زیرا اینها خود تحت تاثیر نظام تعلیم و تربیت دگرگون می شوند. جا دارد که سؤال شود که چگونه طی سیصد، چهارصد سال اخیر این همه جهان و ملتهای ساکن بر پهنه آن دگرگون شده اند؟ چرا دیگر بویی از تاریخ گذشته، فرهنگ گذشته و انسان گذشته به مشام نمی رسد؟ چه چیز باعث این همه تغییر در رفتار آدمی، شهر او، خانه او، پوشاک او و بالاخره خورد و خوراک او شده است؟ همه آنچه که ذکر آن رفت تابعی از رفتار و خواست انسانند و انسان خود تنها در کارگاه تعلیم و تربیت شکل می گیرد. بویژه که تربیت دوران خردسالی، بتدریج قلب و ذهن کودکان را به شکل دلخواه مربیان و معلمان درمی آورد و از آن پس هیچ کس را یارای رهایی از آموخته های پیشین که چونان نقشی بر پهنه سنگ حک شده اند نیست. تربیت یافتگان نظامهای آموزش و پرورش خود بازتابی از همه دریافتهای رسمی و غیررسمی کارگزاران آن نظام اند، خواه این دریافتها به وسیله مربیان و معلمان آموزش داده شود و خواه در کتابها مضبوط باشد. از این رو برای دگرگون ساختن یک ملت هیچ راهی سریعتر، ساده تر و هموارتر از دگرگون ساختن نظام تعلیمی و تربیتی آن ملت نیست. و به این ترتیب نسلها شکل می گیرند و بسان مربیان خود و متاثر از تعلیماتشان به عالم و آدم می نگرند. بر پهنه شهرها جاری می شوند و جهان خاکی را مطابق آرمانها، الگوها و دریافتهای پذیرفته شده شان دگرگون می سازند. به همین دلیل است که جایگاه تعلیم و تربیت بس رفیعتر از جایگاه همه مناسبات و معاملات مدنی و فرهنگی به حساب می آید. متغیری که آرام آرام همه امور را تابع خود می سازد. از همین رو همواره نظام اجتماعی، نظام اقتصادی، شهرسازی، معماری، نظام سیاسی و دیگر مناسبات جمعی اقوام تابع نظام تعلیمی و تربیتی ویژه ای است که در میان قومی پذیرفته شده است. ( شفیعی سروستانی، 7:1375)
غایت و نتیجه تربیت
بدون تبیین غایت تربیت اقدام به تعلیم آدمی شود و یا اینکه یک نظام فرهنگی و تربیتی نادانسته مجموعه ای از اهداف متناقض را بر نظام تعلیمی و تربیتی ملتی تحمیل نماید; نتیجه و محصول کار جز خلق گروههایی از مردان و زنان سرگشته، بی هدف و منفعل در برابر حوادث و وقایع زندگی نخواهد بود. غایت تربیت باید متناسب حقیقت انسان باشد؛ همان مقصدی که آدمی برای آن آفریده شده است و آفرینشش بدان می خواند. چنانچه این امر فراموش گردد، راه نیز فراموش می شود و انسان به بیراهه می رود و مقاصدی را دنبال می کند که با حقیقت وجودی اش سازگار نیست و پا در راههایی می گذارد که او را به مقصد کمال نمی رساند. خدای متعال غایت و هدف است و چون غایت و هدف فراموش شود، انسان از حقیقت خود بیگانه می شود، و ریشه و اساس همه سرکشیها و نابسامانی ها و تباهگری ها در اینجاست؛ و البته رفتن به سوی غایت و هدف جز با سعی و تلاش و هجرت و جهاد میسر نیست. (دلشاد تهرانی، 32:1393)
اهداف تربیت
تربیت همانند هر فعالیت ارادی دیگر انسان، هدفی را دنبال می کند. هدف داری تعلیم و تربیت از هدف داری نظام آفرینش و نوع جهان بینی و انسان شناسی و مبانی پذیرفته شده یک مکتب تربیتی جدا نیست؛ یعنی هر مکتبی با توجه به مبانی اعتقادی خود، از تربیت انسان هدف خاصی را دنبال می کرده و می کند. از همین رو و در گذشته و در فرهنگ یونان قدیم که دفاع از وطن و سرزمین بالاترین ارزش قلمداد می شد، آماده سازی فرد برای فداکاری در راه سرزمین را هدف از تربیت تلقی می کردند. در روزگار معاصر نیز برخی از طبیعت گرایان معتقد بودند هدف آموزش و پرورش آماده ساختن فرد برای پیروزی در تنازع بقاست؛ چنانکه در جوامع کمونیستی هدف نهایی تربیت، فراهم کردن امکان های رشد و گسترش دولت کمونیستی انگاشته می شد. (هاشمی، 64:1388)
پروفسور برودی، استاد تعلیم و تربیت دانشگاه های آمریکا، تربیت را دارای هدف دوگانه و دو بعدی می شناسد. در بعد فردی پس از آن که زندگی خوب را هدف اساسی تعلیم و تربیت فرد می داند، شاخصه های شخصی زندگی خوب را در گزینه های زیر معرفی می کند: 1) برخورداری از سلامت بدن 2) بر خورداری از امنیت عاطفی 3) احساس قدرت و احترام 4) امید نسبت به آینده. اما در بعد اجتماعی، تربیت شهروند شایسته را هدف تعلیم و تربیت می شناسد. (شریعتمداری184:1351-183)
جان لاک، فیلسوف انگلیسی، هدف آموزش و پرورش را نیرومندی تن، فضیلت و دانش می داند و آن را به سه بخش بدنی، اخلاقی و فکری تقسیم می کند. در برخی مکاتب تربیتی از خود آگاهی، خودشناسی و اخلاق نیز سخن به میان آمده است. به عنوان نمونه «اگزیستانسیالیست ها»، هدف تعلیم و تربیت را خدمت به انسانیت و آگاهی انسان از خود می دانند. به نظر آنان، تربیت باید به انسان در پیدا کردن آگاهی لازم و درست از خویش یاری برساند. در این مکتب، رشد و گسترش آگاهی، فراهم آوردن فرصت برای انتخاب آزاد و اخلاقی، تشویق به خودشناسی و رشد و تکامل احساس مسئولیت شخصی، از مهم ترین اهداف تربیت به شمار می رود. (رهبر و رحیمیان، 48:1385)
هر چند مسئله خودآگاهی، خودشناسی، رشد و انتخاب آزاد و اخلاقی که در این دیدگاه عنوان شده، در اصل با اهداف دینی نه متناقض و ناسازگار، بلکه همسو و هم نگاه است، با این حال مرز فاصل میان تربیت دینی و غیر دینی در تشخیص «خود» انسانی و تعیین محدوده آزادی و معیار های اخلاقی انسان هاست. به هر روی، دیدگاه های مربوط به اهداف تعلیم و تربیت چنان که آمد، در مکتب ها و فرهنگ های مختلف، گوناگون و متنوع میشود؛ در مکتب ها و فرهنگ هایی که بر اساس اصالت ماده و احیانا انسان محوری و اومانیسم بنا شده، عناوینی همچون زندگی خوب، سلامت بدن، امنیت عاطفی و رشد عقلی اهداف تربیت لحاظ شده و از آنچه عنصر اساسی تربیت انسان است، یعنی عنصر معنویت و ایمان به مبدا، فضایل و کمالات انسانی، کمتر اثری مشاهده می شود(هاشمی، 65:1388) و به قول دکتر الکسیس کارل، «تعلیم و تربیت امروز با توجه به پرورش افراطی قوای عقلانی، تعالی روانی را متوقف کرده است.»(کارل، 63:1336)
از سوی دیگر، مکتب ها و اندیشمندان علوم تربیتی معنویت گرا و خداباور، اهداف متعالی و دیگری را در افق تربیت نگریسته اند. فردریک مایر می نویسد:
«انفکاک ارزش های معنوی و اخلاقیات از فرایند تربیت ممکن نیست. با این حال اغلب اوقات به این ارزش ها با کوته بینی می نگرند.»(مایر، 1374: 23)
تولستوی می گوید:
«خوبی، عالی ترین مقصد جاوید حیات ماست. مهم نیست که خوبی را از چه راه بفهمیم، آنچه باید گفت، این است که حیات ما جز کوشش برای وصول به خوبی، یعنی سیر به سوی خداوند، چیز دیگری نیست. در واقع خوبی یک مفهوم اصلی اساسی است که جوهر وجود ما را برای متافیزیک تشکیل می دهد که به اراده عقل قابل تعریف نیست.»(تولستوی، 73:1364)
به نظر هربارت، فیلسوف آلمانی، هدف نهایی از آموزش و پرورش باید تربیت اخلاق و تکوین خصلت و سرشت کودک باشد تا دارای دین و ایمان گردد. (رهبر و رحیمیان، 49:1385)
همچنین بر اساس نگرش اسلام به عالم آفرینش و مبدا هستی و مقصدی که برای حرکت عمومی جهان باور دارد و عنصر روحانی و الهی که در وجود انسان معرفی می کند و آغاز و انجامی که برای حیات او می شناسد، هدف و مقصود تربیت را کمال یابی انسان ترسیم می کند. رساندن انسان به کمال مطلوب و ممکن برای او، از مهم ترین اهداف تربیت اسلامی به شمار می رود. انسان رو به سوی کمال مطلق دارد و هموتره در صدد صعود به مدارج عالی انسانی است و از رسیدن به هیچ درجه ای سیری نمی پذیرد. میل به شهرت، قدرت، ثروت، محترم بودن و برخی تمایلات، همه کمال هایی هستند که انسان برای خود می طلبد. در نهایت در نگرش اسلامی، برای انسان، چه در افعال و حرکت های تکوینی و چه در افعال و حرکت های تشریعی و ارادی، هدف و مقصدی جز خدا شناخته نمی شود. (هاشمی، 66:1388)
نتیجه گیری:
شناخت انسان مهمترین امر در تربیت است؛ اینکه حقیقت انسان چیست، و این موجود از چه استعداد و ظرفیت وجودی برخوردار است بسیار حائز اهمیت است. همانطور که گفته شد در چرایی تربیت علل بی شماری وجود دارد که مهم ترین آن ها کمال طلبی انسان و تاثیر تربیت بر نسل های بعدی و همه جوانب زندگی فردی و اجتماعی انسان است. این تربیت است که می تواند جهانی را آباد کند یا آن را به نابودی بکشاند. پس در سایه ی تربیتی درست و برنامه ریزی شده است که انسان به سعادت واقعی می رسد و استعداد های خود را شکوفا می کند و این خود بهترین پاسخ به چرایی تربیت است.
منابع و ماخذ:
- پاک نیا، عبدالکریم(1382). تربیت در سیره و سخن امام حسن مجتبی علیه السلام، انتشارات هجرت، قم
- تولستوی، لئو(1364). هنر چیست؟. ترجمه کاوه دهگان، انتشارات امیرکبیر، تهران
- خمینی، روح الله(1360). صحیفه امام-جلد14، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، تهران
- دلشاد تهرانی، مصطفی(1393). سیری در تربیت اسلامی، انتشارات دریا، تهران
- رحیمی، رمضانعلی(1385). تربیت از دیدگاه اسلام. ماهنامه شمیم یاس، شماره 48، اسفند1385، صفحه 11-6
- رهبر، محمدتقی و رحیمیان، محمدحسن(1385). اخلاق و تربیت اسلامی، انتشارات سمت، قم
- شریعتمداری، علی(1351). فلسفه تعلیم و تربیت، کتابفروشی ثقفی، اصفهان
- شفیعی سروستانی، اسماعیل(1375). تعلیم و تربیت، جایگاه و عملکرد آن. ماهنامه موعود، پیش شماره 1، 11- 7
- کارل، الکسیس(1336). راه ورسم زندگی، ترجمه:پرویز دبیری، کتابفروشی تایید، اصفهان
- مایر، فردریک(1374). تاریخ اندیشه های تربیتی، ترجمه : علی اصغر فیاض، انتشارات سمت، تهران
- هاشمی، سید حسین(1388). چیستی و اهداف تربیت. فصلنامه پژوهشهای قرآنی، شماره 60-59، سال پانزدهم، صفحه 71-30
سلام. به وبــلاگ پـــویـــش خوش آمدید.